عبد الحي حبيبى

140

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

1 - خراسان نام حصهء اعظم سرزمين افغانستان غربى و شمالى تا تخارستان و مجارى هلمند و كابل در قرن هفتم ميلادى خراسان بود و چنين به نظر مىآيد كه اين نام در عهد ساسانيان از قرن پنجم ميلادى به بعد شهرت يافته باشد . خوراسان در پهلوى بمعنى مشرق بود « 1 » كه معنى آن‌جاى آفتاب برآمدن باشد ، زيرا در فلات قديم ايران همين سرزمين مشرق آفتاب بود ، و اينكه شعراى زبان درى شاهان غزنه را شاه مشرق خطاب ميكردند از همين مقوله است « 2 » و فخر الدين گرگانى كه كتاب ويس ورامين را در 445 ه ق در مثنوى لطيف و دل‌انگيز درى سروده ، و وى بدون شبهت پهلوى را ميدانسته دربارهء نام خراسان چنين گويد : خوشا جايا برو بوم خراسان * درو باش و جهان را مىخور آسان زبان پهلوى هر كاو شناسد * خراسان آن بود كزوى خور آسد خور آسد پهلوى باشد خور آيد * عراق و پارس را خورزو برايد خوراسان را بود معنى خورآيان * كجا از وى خور آيد سوى ايران چه خوش نامست و چه خوش آب و خاكست * زمين و آب و خاكش هر سه پاك است « 3 » يكنفر محقق عرب عبد اللّه بن عبد العزيز اندلسى ( متوفى 487 ه ) نيز درين باره

--> ( 1 ) - مفاتيح العلوم ص 72 ( 2 ) - مثلا درين بيت عنصرى : ايا شنيده هنرهاى خسروان بخبر * بياز خسرو مشرق عيان ببين تو هنر ( 3 ) - ويس و رامين ص 128