عبد الحي حبيبى
133
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
پنبتو مىشناسيم ، و اين امير كرور ( كرور در پنبتو بمعنى سخت و استوار است ) از طرف محمد بن داود خان هوتك ( مولف پتمه خزانه تذكرهء شعراى پنبتو در 1142 ه ) قديم - ترين شاعر پشتو و گويندهء يك قطعهء حماسى EPIC ضبط گرديده ، و احوال و اشعار او را از كتاب لرغونى پنبتانه يعنى افغانان قديم تاليف شيخ كتمه بن يوسف قوم متى زيى خليل ( حدود 750 ه ) گرفته ، در حالى كه شيخ كتمه آن را در كتاب خود از تاريخ سورى محمد بن على بستى ( تأليف حدود 650 ه ) در بالشتان ( والشتان جنوبى غور و حالا مربوط ناحيت تيرى شمال قندهار ) نقل نموده بود ، كه ترجمهء متن پنبتوى آن چنين است . « ذكر جهان پهلوان امير كرور پسر امير پولاد سورى غورى : زبدة الواصلين شيخ كتمه متى زيى غور يا خليل در كتاب خود لرغونى پنبتانه چنين نقل مىكند ، از كتاب تاريخ سورى كه آن را در بالشتان ديده و يافته بود ، شيخ كتمه عليه الرحمه چنين گويد : كه در تاريخ سورى آوردهاند كه امير كرور ولد امير پولاد بود ، كه در سال 139 ه در منديش غور امير شد و او را « جهان - پهلوان » گفتندى . گويند كه قلاع غور و قصور بالشتان و خيسار و تمران « 1 » و بر كوشك همه را فتح كرد ، و با دودمان رسالت در خلافت مساعدتهاى فراوانى نمود ، نقل كنند : كه امير كرور پهلوان بس نيرومندى بود ، و تنها با صد جنگاور مصاف دادى ، و بنابر ان او را كرور گفتندى ، كه به معنى سخت و محكم است . گويند كه امير كرور بموسم زمستان « 2 » در زمينداور بودى ، و در ان سرزمين كاخى داشت كه عينا مانند قصر منديش بود ، و در انجا به شكار و عشرت پرداختى .
--> ( 1 ) - اين همه قلاع اكنون هم در مواقع مختلفهء غور به همين نام باقى ماندهاند . ( 2 ) - در اصل تابستان است ولى زمين داور دار الملك زمستانى سلاطين غور بود ( طبقات ناصرى 1 / 364 )