عبد الحي حبيبى
107
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
5 - امراى شمال هندوكش در نصف اول قرن هفتم ميلادى در شمال هندوكش و ولايت تخارستان تا بلخ و ميمنه « 1 » امرايى از نژاد توه كيو ( بقاياى كوشانى هفتلى ) حكمرانى داشتند كه مركز ايشان قندز بود ، و هيون تسنگ اين سرزمين را بنام تو - هو - لو TO - HO - LO بمساحت هزار لى ( هرلى معادل پنجصد متر ) پهنا شمالا و جنوبا و سه هزار لى درازنا شرقا و غربا خوانده كه داراى 27 ولايت بود ، و در هر جا حكمرانى وجود داشت كه تابع خان قندز بود ، و پو - هو PO - HO يعنى بلخ را جگر ( شهر شاهى ) كوچك آن شمرده ميشد « 2 » و تو - هو - لو بلاشك همان طخارهء سنسكريت و طخارستان نويسندگان عرب است كه در حدود ( 630 م - 9 ه ) در قندز فرزند كلان تونگ يبغو بنام تارد و شاد TARDUCHAD حكمرانى داشت و وى داماد خان طورفان و پادشاه دينپرور و مهماننوازى بود ، كه پسرش او را زهر داد ، و بجايش نشست ، ولى اين حكمدار مانند كوچيان بيك جاى قرار نداشت ، و در يك شهر سكونت نمىكرد « 3 » بقول هيون تسنگ در قلمرو شاهى اين خان قندز منگ - كن MUNG - KIN ( منجان ) واو - لى - نى O - LI - NI ( اهرنگ يا حضرت امام كنونى ) و هو - لو - هو HO - LO - HO ( راغ ) و كى - لى - سى - مو KI - LI - SI - MO ( كشم ) و پو - لى - هو PO - LI - HO
--> ( 1 ) - تخارستان درينوقت وسعت داشت و تاميمنه و مرو رود را فراميگرفت و بقول بلاذرى بعد از سنه 30 ه احنف بن قيس به حكم عبد اللّه بن عامر به طخارستان فرستاده شد و او قصر احنف را كه حصنى از مرو رود بود فتح نمود ( فتوح البلدان 502 ) و درين جنگ با اهل مرو رود و وادى مرغاب توركان هم بودند ( ص 503 ) كه همين بقاياى مردم كوشانو هفتلىاند . ( 2 ) - سى - يو - كى ترجمهء بيل كتاب اول و دوازدهم . ( 3 ) - كتاب 12 سى - يو - كى و تاريخ افغانستان 2 / 494