عبد الحي حبيبى
103
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
نبودند ، بلكه شهرت ايشان در دنياى اسلامى معاصر پيچيده بود ، و مورخان را تعجب دست ميدهد : هنگاميكه مىبينند ، در مركز خلافت اسلامى بغداد مسكوكات ايشان را پيروى ميكردند ، بدين معنى كه المقتدر باللّه خليفهء عباسى در سنهء ( 295 ه - 908 م ) مسكوكى را به تقليد و قالب و شكل سكه كابلشاهيان ضرب نموده ، و نام خود را به حروف عربى بران نوشته بود ، و اين برهانيست برينكه كابلشاهيان و صورت سكهء ايشان در نظر عرب و مسلمانان اهميتى بسزا داشت « 1 » و تقليد مسكوكات كابل شاهان در داخل مملكت نيز ادامه يافت كه حاكى از اهميت و پسنديدگى آن در نظر حكمداران اسلاميست ، مثلا سكهشناس معروف انگليسى لنگورتهه ديمز گويد : كه سلطان مودود بن سلطان مسعود غزنوى ( 432 - 441 ه ) بر مسكوكات خود پيكر گاوسيوا Siva را با نوشتهء سرى سمنته ديوا نقش كرد كه مأخوذ است از مسكوكات كابلشاهان او هند و تكسيلا « 2 » كابل در نزد حكمرانان افغانستان مركز اقتدار اعلى پنداشته مىشد ، و تا وقتى كه شاهى و حكمرانى ايشان در كابل برسميت شناخته نمىشد نمىتوانستند اين مقام را احراز دارند ، چنانچه ابو اسحق ابراهيم بن محمد اصطخرى ( متوفى 346 ه ) چنين مىنويسند : « و گويند كى شاه پادشاهى را نشايد ، تا آنگه كى او را در كابل بيعت نبندند ، اگرچه از كابل دور بود ، تا وقتى كه شاه به كابل نيايد مستحق شاهى نباشد ، و او را درينجا به شاهى نشانند » « 3 » و همين مطلب را مولف نامعلوم حدود العالم ( باحتمال ابن فريغون ) در سنه ( 372 ه ) چنين گفته است : « كابل شهر كيست و او را حصاريست محكم و معروف
--> ( 1 ) - پتهانان از اولف كيرو ص 11 ( 2 ) - دايرة المعارف اسلامى ج 1 ماده افغانستان ( 3 ) - مسالك و ممالك فارسى 220 طبع تهران 1340 ش و عربى ص 280