عبد الحي حبيبى

95

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

هندوستان به زيارت بتان آن موضع تبرك مىكردند ، و فردعان چون بزابلستان رسيد ، لشكر كشيد و سكاوند را بكشاد ، و بتانرا بشكست ، و بت‌پرستان را برانداخت و بعضى از غنايم به لشكريان داد ، و باقى به عمرو ليث فرستاد ، و فتح نامه نوشت و از وى مدد خواست . خبر فتح سكاوند به كملو « 1 » رسيد كه راى هندوستان بود ، و لشكر بيحد جمع كرد ، و سپاهى فراهم آورد و روى بزابلستان نهاد ، و فردعان چون خبر آمدن سپاه هند بشنيد ، هندويى چند را بدست آورد ، تا روى به هندوستان نهادند ، و در لشكرگاه كملو رفتند و گفتند : فردعان چون سكاوند را گرفت ، در حال به اطراف ولايت كس فرستاد ، و لشكرها بخواست ، و دانست كه هر آينه هندوان آن را بيغما ميكنند ، و اين ساعت چندان لشكر مسلمانان به روى جمع شده است ، كه اقطار زمين از ايشان تنگ آيد ، و در عقب لشكر عمرو ليث بخواهد رسيد . و ايشان عزم كرده‌اند ، كه شما را در تنگنايى آرند و جمله را بكشند . راى كملو چون اين خبر بشنيد ، همانجا مقام كرد ، و در لشكركشى آهستگى پيش آورد ، تا فردعان را از خراسان مدد رسيد ، و بيش آن جماعت را امكان نبود ، كه با وى مقاومت كند ، و بدين حيلت لطيف بر مراد خود فيروز آمد » « 2 » از روى اين داستان و معاصرت كملو با عمرو ليث مىرساند ، كه وى در حدود

--> ( 1 ) - در نسخه كابل كلمو نوشته شده ، ولى در اكثر نسخ خطى جوامع الحكايات از انجمله در نسخ مرجع ايليوت املاى آن مطابق ضبط البيرونى كملو است بتقديم ميم بر لام . چون ضبط كلهنه نيز چنين است پس ضبط نسخهء موزهء كابل مدار اعتبار نخواهد بود . ( 2 ) - نسخهء خطى جوامع الحكايات عوفى .