عبد الحي حبيبى

90

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

نسل دوم اين سلاله باقى بود ( 520 م ) ولى بدين بودا عقيدتى نداشت ، و با سونگ ين با درشتى و سردى پيش آمد . « 1 » از شنيدن نام لليه كه سوابق تاريخى دارد ، ذهن شنوندهء افغانى به كلمهء ( لالا ) انتقال مىكند ، كه در بين مردم افغانستان احتراما به هر هندويى بر سبيل بزرگ داشت خطاب مىشود ، و اگر مسلمانان آن را در بين خود استعمال كنند ، لقب برادر بزرگ و يا كسى است كه به منزلت برادر كلان باشد . چون لليه شاهان نيز دين هندويى داشتند ، احتمال ميرود كه اين كلمه در السنهء افغانستان فارسى و پنبتو از همين عصر باقى مانده باشد . سامنته يا سامند البيرونى او را پادشاه بعد از كلر ميداند ، و در مسكوكات سامنته يا سامنته - ديوا SAMANTA - DEVA است كه مسكوكاتش در افغانستان و تمام پنجاب و هند شمالى فراوان بدست مىآيد . بعقيدهء تهوماس همين سامند ، مسكوكات اسلاف بودايى خود را كه داراى اشكال فيل و شير بود ، به علايم گاو و سوار اسپ تبديل نمود ، تا امتياز وى به كيش و علايم برهمنى از بودايى باشد « 2 » اما اين قول تهوماس باطل است زيرا ما مسكوكات سامند را با شكل فيل هم مىبينيم « 3 » و نامش چنان شهرتى داشته

--> ( 1 ) - به قسمت سونگ ين در شرح زايران چينى رجوع كنيد . ( 2 ) - مجلهء جمعيت شاهى آسيايى لندن ( 9 / 181 ) ( 3 ) - بقرار بيان سراولف كيرو ( پتهانان 110 ) شهادت مسكوكات ، برخى موافق و قسمتى منافى با بيان البيرونيست . زيرا بسا مسكوكات بازيافته از حدود ويهند كنار درياى سند ، قطعات كوچك سيمين است كه بر يكطرف آن سوار اسپ و بر رخ ديگرش گاو نشسته منقوشست . نوع دوم مسكوكات مسى است كه بر يكطرف آن شير و بر طرف ديگر فيل نقش شده . اما فقط يك سكهء طلايى نيز موجود است كه بران چهرهء دو پادشاه رسم شده ، بر يكطرف بهيمه ديوا ، و بر روى ديگر آن سامنته ديو است ، و محققان حدس ميزنند ، كه شكل سامنته ديوا را احتراما بحيث قيم معنوى دودمان خود ، بر مسكوكات نقش كرده باشند ( كتاب سكه‌شناسى ، قسمت ششم جلد 11 ص 133 طبع 1952 م )