جمال رضايى

84

بيرجندنامه ( فارسى )

خريده و يا ساخته بودند كه محلّهء كوچكى تشكيل مىداد ، اين محلّهء كوچك را به‌نام ساكنان آن « محلّهء سيك‌ها » مىخواندند . خانهء مردى كه رياست و سرپرستى اين « كلنى » هندى را بر عهده داشت « معبد » سيك‌ها هم بود و به آن « گودباره » ( گود باره gud bare » مىگفتند . بر فراز دو ستون جانبى در ورودى اين خانه دو منارهء كوتاه - تقريبا به ارتفاع دو متر - خودنمايى مىكرد و اين نشان معبد بودن آن خانه بود . اين مهاجران پس از آن‌كه بيرجند اهميّت تجارتى خود را از دست داد اين شهر را ترك كردند و خانه‌هاى خود را فروختند و محلّهء آنان جزيى از « خيرآباد » شد . 28 - 1 - محلّهء شكرآب ( ملّى شكروّ malley sekarow ) : « شكرآب » ( شكروّ sekarow ) روستاى كوچكى است در شمال بيرجند و در جنوب كوهى به همين نام . در جنوبىترين قسمت زمين‌هاى اين روستا كه به شمال شرقى زمين‌هاى خيرآباد پيوسته است محلّه‌اى ايجاد شده بود كه به همين نام خوانده مىشد . اين محلّه كارگرنشين و فقيرنشين و روستايىنشين بود . 29 - 1 - محلّهء عقيل ( ملّى اقيل malley aqil ) : « عقيل » نام محلّهء كوچكى بود در شمال غربى شهر و جنوب غربى قبرستان كهنه . در اين محلّه بيشتر كسانى كه با كفن و دفن مردگان سروكار داشتند و نيز عدّه‌اى از طبقات نسبتا فقير زندگى مىكردند . 30 - 1 - محلّهء كشمان ( ملّى كشما [ ن ] « 1 » malley kesmo [ n ] ) : جنوبىترين محلّهء شهر كه به زمين‌هاى زراعتى ( كشمان ) قصبه پيوسته بود به اين نام خوانده مىشد . بزرگترين خانه‌ها و باغ‌منزل‌ها و باغ‌هاى شهر در اين محلّه قرار داشت و محلّه‌اى اعيان‌نشين بود . اين محلّه در جنوب نهر قصبه قرار داشت و باغ‌ها و باغچه‌هاى خانه‌هاى آن از آب قصبه آبيارى مىشد و محلّهء سرسبز و آباد شهر بود . در اين محلّه باغ‌ها و باغ‌منزلهاى متعدّد وجود داشت و بيشتر خانه‌هاى آن متعلّق به مالكان قصبه ، كارگزاران حكومتى ، بازرگانان و اشراف بود و به دو قسمت اصلى تقسيم مىشد : يك « محلّهء كشمان سرده » و ديگرى « محلّهء كشمان ته ده » .

--> ( 1 ) . نك : « واژه‌نامهء گويش بيرجند » و نيز واژه‌نامهء « بررسى گويش بيرجند » . ص 419 و پانويس آن .