جمال رضايى

78

بيرجندنامه ( فارسى )

1 - 1 - محلّهء اسدى ( ملّى اسدى : malley asadi ) : « محلّهء اسدى » محلّه‌اى بود در پيرامون كوچهء بزرگ و عريضى به نام « اسدى » كه از « لب جوى گسكى » تا « كشمان » ( از شمال به جنوب ) امتداد داشت و خانه‌هاى « ميرزا محمّد ولى خان اسدى » ( مستوفى بزرگ و مشهور شوكت الملك - ملقب به مصباح الديوان و بعدا مصباح السّلطنه ) در آن واقع بود . اين محلّه اعيان‌نشين بود و بسيارى از « باغ‌منزل » هاى مسكونى اشراف و توانگران در آن و كوچه‌هاى فرعى آن احداث و بنا شده بود . 2 - 1 - محلّهء برزگران ( ملّى بزگرا [ ن ] malley bazgaro [ n ] ) « 1 » : در بيرجند دو محلّه اختصاص به سكونت كشاورزان و برزگران داشت ؛ يكى در « سرده » ( بالاى شهر ) كه ويژهء سكونت برزگران « كشمان‌سرده » بود و ديگرى در « ته ده » كه برزگران « كشمان ته ده » در آن سكونت داشتند ، به همين مناسبت نخستين را « محلّهء برزگران سرده » و ديگرى را « محلّهء برزگران ته ده » مىخواندند . محلّهء اولى نزديك « محلّهء دم دروازه » بود و محلّهء دومى در پايين شيب دامنهء جنوبى تپّهء قلعه و « لب جوى خران » قرار داشت و بخشى از محلّهء بزرگ « گبرآباد » بود . 3 - 1 - محلهء بلند رود ( ملّى بلند رود malley bolande rud ) « 2 » : محلّهء جنوب شرقى رود - در شرق بازار - به اين نام خوانده مىشد . اين محلّه كه بيشتر محلّ سكونت بازاريان بود تا اواسط شيب شمالى تپّهء شهر امتداد داشت . 4 - 1 - محلّهء پاىقلعه ( ملّى پا / پوّ « 3 » / قلاه malley pa / pow / qal , e ) : محلّهء پاىقلعه محلّه‌اى بود كه در جنوب شرقى و شيب جنوبى تپّهء قلعهء پايين شهر . ساكنان آن بيشتر كاسب‌ها و پيشه‌وران و برخى از بازاريان كم‌سرمايه و كارگران بودند . 5 - 1 - محلّهء پى بان / بام ( ملّى پى با [ ن ] malley pey bo [ n ] ) : اين محلّه در شمال كرانهء غربى و شمال غربى « رود » و در حدود قبرستان كهنهء شهر واقع و نسبت به محلّه‌هاى جنوب « رود » نوبنياد بود و از محلّات بزرگ و پرجمعيّت شهر به‌شمار مىآمد .

--> ( 1 ) . واژهء « برزگر » ( - برزيگر ) در گويش بيرجند « بزگر » ( با حذف « ر » ) تلفظ مىشود و جمع آن را « بزگرا [ ن ] » مىگويند . ( 2 ) . واژهء « بلند » در اين نام معنى « بالا » مىدهد . ( 3 ) . « پوّ » تلفظ گويشى واژهء « پا » ى فارسى است كه در بيرجند « پا » هم فراگو مىشود .