جمال رضايى

73

بيرجندنامه ( فارسى )

فصل چهار بام‌اندود در گويش بيرجند به‌جاى واژهء « بام‌اندود » فارسى واژهء گويشى « بانندوّ bonandow » به‌كار مىرود . واژهء مركّب « بام‌اندود » در فارسى رسمى از واژهء « بام » و « اندود » ( ستاك ماضى مصدر اندودن ) تركيب شده است و معنى « اندودن بام » مىدهد . در گويش بيرجند به‌جاى اين تركيب واژهء مركّب ديگرى وجود دارد كه « بانندوّ bonandow » فراگو مىشود ؛ اين واژهء مركّب از سر هم كردن واژهء « با [ ن ] » ( - بان ) كه صورت كهن واژهء « بام » است و « - ؟ ؟ ؟ ندوّ » ( - ؟ ؟ ؟ ندوّ andow ) كه تلفّظ گويشى « انداى » ( ستاك امر و مضارع مصدر انداييدن ) مىباشد ساخته شده است . « انداييدن » گونهء ديگرى از مصدر « اندودن » است مانند رباييدن - ربودن ، زداييدن - زدودن ، ستاييدن - ستودن ، فرماييدن - فرمودن و . . . با توجه به دو جزء سازندهء اين واژهء مركّب معنى آن با معنى « بام‌اندود » « انداييدن بان » ( - اندودن بام ) برابر است . چنان‌كه در سخن از خانه‌هاى مسكونى بيرجند گفته شد خانه‌هاى آن زمان اين شهر معمولا خشت و گلى و پوشش اتاق‌ها گنبدى بود و براى آن‌كه برف و باران در آن‌ها كمتر اثر بگذارد و آب به داخل ساختمان و اتاق‌ها نفوذ نكنند روى بام يا به اصطلاح بيرجند « پشت‌بام » ( پشت با [ ن ] [ poste bo [ n ] ) خانه را با « كاه‌گل » اندود مىكردند و هنوز هم در مورد خانه‌هاى گنبدى خشت و گلى اين كار را مىكنند . شيوهء كار در اندود كردن بام‌ها كه هنوز هم معمول است اين بود كه مقدارى « خاك‌بندى » ( خاكى از رسوبات سيل كه در كف « بندها » باقى مىماند ) كه شبيه به خاك رس و از آن هم