جمال رضايى
606
بيرجندنامه ( فارسى )
اطلاق مىشد كه روبروى هم قرار دارند و " نحس " شمرده مىشدند . اين سه ستاره در چهار جهت آسمان در حركت هستند و طى يك حركت دورانى هر ده شبانروز يك بار جهات چهارگانه را دور مىزنند . بر پايهء اين باور كه " استار " نحس مىباشد مردم در آن زمان هرگز رو به آن سفر نمىكردند و حتّى شب را در جايى كه رو به " استار " بود نمىخوابيدند مگر آنكه قبلا " ساعتى " شده بودند و گرنه سفر كردن و تغيير مكان دادن رو به " استار " را مخاطرهانگيز مىشمردند و بر اين باور بودند كه " استار " شخص را " مىزند " چندانكه ممكن است به مرگ ناگهانى نيز بيانجامد . جهت حركت و طرز قرار گرفتن " استار " را در آسمان چنين فرض مىكردند كه شب اوّل هر ماه قمرى از شمال شرقى حركت مىكند و بسوى شرق پيش مىرود و از آنجا به جنوب و آنگاه به غرب و سرانجام به شمال مىرسد . مدّت اين " دور " را ده شبانروز حساب مىكردند به نحوى كه شب يازدهم و بيست و يكم هر ماه در شمال شرقى قرار مىگرفت بدين ترتيب : شبهاى يكم و دوّم هر دهه در شمال شرقى و شرق ، شبهاى سوّم و چهارم در جنوب شرقى و جنوب ، شبهاى پنجم و ششم در جنوب غربى و قسمتى از غرب ، شبهاى هفتم و هشتم در قسمتى از غرب و شمال غربى و در شبهاى نهم و دهم در شمال . 3 - استخاره : واژهء " استخاره " را در بيرجند استخاره estexare " فراگو مىكنند . اين كلمهء عربى در اصل به معنى طلب خير كردن ، نيكويى جستن ، خواستن بهترين و در اصطلاح به معنى " آگاهى جستن از غيب در مآلكارى " است . هنگامى كه كسى در كردن يا نكردن كارى ترديد دارد و خير و شرّ آن را نمىداند و يا نمىتواند تشخيص بدهد براى اطمينان خاطر و آرامش درونى " استخاره " مىكند . " استخاره " عملى است كه بر پايهء اعتقادات دينى صورت مىگيرد و ميان همهء دينداران معمول و مرسوم است و در بيرجند آن زمان نيز مانند ساير جاها و مانند امروز مردم بدان پاى بند بودند و دلبستگى داشتند و با قرآن مجيد يا با تسبيح " استخاره " مىكردند و مىكنند : 1 - 3 - استخاره با قرآن مجيد : اگر كسى كه مىخواست استخاره كند سواد خواندن و فهم آيات قرآن مجيد را داشت ممكن بود خودش با قرآن استخاره كند و گرنه به يكى كه اين كار از او ساخته بود ( يكى از روحانيان ) مراجعه مىنمود و از او مىخواست برايش با قرآن كريم استخارهنمايد . استخارهكننده بايد پاك