جمال رضايى
599
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل پنج شببازىها " شبباز " در فارسى يعنى " كسى كه شبها بازى كند و صورتهاى مختلف از پس پرده بنمايد " و " شببازى " نام بازى و عمل اوست . در گويش بيرجند اين دو واژهء مركب را به ترتيب " شوّباز sow baz " و شوّبازى sow bazi " مىگفتند و مىگويند و منظور از آن بازىهاى تفريحى و سرگرمكنندهء شبانه است كه توسّط بازيگرانى حرفهاى يا متفنّن در مجالس جشن و مهمانىهاى بزرگ مانند عروسى - و بالاخص " ختنهسوران " - اجرا مىشد و شامل بازىهاى گوناگون بود مانند نمايش ( تأتر ) ، شعبدهبازى ، سياهبازى ، تقليدگرى ، دلقكىگرى و . . . براى اجراى اين برنامهها اگر جنبهء نمايش داشت بازيگر يا بازيگران لباسهايى متناسب با بازى خود كه گاه بسيار مضحك و خندهآور بود مىپوشيدند و گاه چهرهاى خود را با رنگهاى مختلف - بويژه سياه و قرمز - رنگين مىنمودند و با لهجههايى مخصوص كه با نوع بازى مناسبت داشت حرف مىزدند و حتى برخى را دست مىانداختند و گاه حركاتى عنيف مىكردند و حرفهايى ركيك مىزدند كه تماشاگران را بخندانند . استاد دكتر گنجى در يادداشت شمارهء 2 " ( پانويس صفحهء 147 ترجمهء كتاب " نامههايى از قهستان " ) مىنويسند : " در بيرجند آن زمان جوانك جسورى بود بنام " على حاجى " كه در مجالس خود را به لباسهاى نظامى افسرى فرنگى ( با كلاه شاپو ) ، بلوچى و امثال آن ملبّس مىساخت و مانند صاحبان آن لباسها صحبتهاى جالب مىكرد و مردم را مىخنداند . كار او را نوعى " شوّ بازى sow bazi " مىگفتند . « 1 »
--> ( 1 ) . " نامههايى از قهستان " . ص 147 . يادداشت شمارهء 2 .