جمال رضايى
592
بيرجندنامه ( فارسى )
مىخواندند و هر نوع را به نامى مىناميدند : 1 - 1 - سرصوت ( سر سوّت sar sowt ) : معمولا براى آهنگى كه دوبيتى را به آن آهنگ مىخواندند بيت يا ابيات ، لخت يا لختها و يا پارهلختهايى موزون و آهنگين مىسرودند و آنها را با " دوبيتى " مىخواندند بدينسان كه يا خود خواننده - پس از خواندن هر بيت يا تمام دوبيتى - آنها را تكرار مىكرد و يا ديگران با او همآوايى و همخوانى مىنمودند . به اين سرودههاى آهنگين كه مبناى موسيقايى و خنيايى " دوبيتىخوانى " بودند " سرصوت " مىگفتند و مىگويند . علاوهبر اينها گاهى " سوصوت " هاى ديگرى هم - بويژه در ميان روستاييان - شنيده مىشد . اين " سرصوت " ها منظومههاى كوتاه آهنگينى بودند كه آنها را معمولا در مجالس بزم و شادى با آهنگ " ضربى " مىخواندند و گاه با آهنگ آنها به رقص و دستافشانى و پايكوبى مىپرداختند . متأسّفانه به علّت نبودن وسيلهء " ضبط " صوت و صدا در آن زمان - بويژه در بيرجند - " سرصوت " يا بطور كلّى " آواز " ضبط شدهاى باقى نمانده تا بتوان در اينباره بدرستى اظهار نظر كرد . نويسنده تا حدّى كه برايش ممكن بوده نمونههايى از اين سرودههاى آهنگين را گردآورى كرده است و اميدوار است بتواند آنها را جزو اشعار و ادبيّات عاميانه بيرجند منتشر نمايد . يادداشت - بعد از تأسيس راديو و پس از آن تلويزيون ضبط و پخشكردن " آوازهاى محلّى " مورد توجه قرار گرفت و برخى از علاقهمندان به گردآورى و حتّى " بازسازى " و " نوسازى " آنها پرداختند و پخش و انتشار آنها از اين دو رسانهء همگانى بسيار معمول شد . در ميان اين گونه آوازها " آوازهاى محلّى بيرجندى " - بسبب پيدا شدن هنرمندانى - جايگاهى خاص پيدا كرد و " بازار " آن رونق يافت و بسيار گرم شد و نه تنها در ايران كه در جهان به شهرت رسيد تا بدانجا كه برخى از پژوهندگان خارجى براى تحقيق در آنها ( از نظر زبانى ، ادبى و موسيقى ) اظهار علاقه كرده و به پژوهش پرداختند در اينجا بايسته مىدانم يادآورى نمايم كه بسيارى از اين " آواز " ها - حتّى ترانهها - به گونهاى كه خوانده شده " بيرجندى " خالص نيستند : زبان آنها آميختهايست از گويش بيرجند و لهجههاى برخى از روستاها و زبان فارسى كه گاه " غلط " هايى هم در آنها به چشم مىخورد ؛ و آهنگهاى آنها آميزههايى هستند از آهنگهاى بيرجندى ، غير بيرجندى و گاه " نوساخته " و به گفتهء معروف " من درآوردى " كه گرچه از نظر هنرى قابل ملاحظه و ارزشمندند ولى " بيرجندى " نيستند . 2 - 1 - فراقى ( فراقى feraqi ) : " فراقى " كه در بيرجند « فراقى feraqi » فراگو مىشود شعرى است كه مشتمل بر فراق و