جمال رضايى

583

بيرجندنامه ( فارسى )

اشعار عاميانهء آن زمان بيرجند را مىتوان زير چند عنوان دسته‌بندى كرد : 1 - دوبيتى : " دوبيتى " شناخته‌ترين و رايج‌ترين شعر غنايى در ميان عامّهء مردم ايرانست كه هم در زبان فارسى و هم در گويشهاى اين زبان - و از آن جمله در گويش بيرجند - نمونه‌هاى فراوان لطيف و دلكش و دلنشين دارد و آن شعرى است چهارلختى ( چهار مصراعى ) بر وزن " مفاعيلن مفاعيلن فعولن " ( از بحر هزج ) كه لختهاى يكم و دوّم و چهارم آن مقفّى است و قافيهء لخت سوّم آن آزاد مىباشد و فرقش با رباعى در وزن آنست . " دوبيتى " از اصيل‌ترين و كهن‌ترين سروده‌هاى ملّى ايرانى است كه به " آواز " خوانده مىشود و پيشينهء آن به گذشته‌هاى بسيار دور باز مىگردد و همانست كه نوع ادبى آن را " فهلويات " ( پهلويّات ) مىخوانند و امروز بيشتر به آن " ترانه " مىگويند . شمار ابيات اين نوع شعر غنايى و عاشقانه ( و گاه عارفانه ) چنان‌كه از نامش پيداست دوتاست ولى در بيرجند آن زمان گاه از اين حدّ فراتر مىرفت و به سه يا چهار تا مىرسيد و به " غزل " نزديك مىشد كه در اين صورت به آن " سه‌بيتى " و يا " چهاربيتى " مىگفتند . « 1 » 2 - رباعى : " رباعى " از نظر قالب مانند دوبيتى است يعنى شعرى است چهارلختى كه لختهاى يكم ، دوّم ، چهارم آن مقفّى است و تفاوت آن با دوبيتى در وزن آنست ؛ وزن رباعى برابر است با وزن " لا حول و لا قوّة الّا باللّه " يعنى " مفعول مفاعلن مفاعيلن فاع / فع " . عامّهء مردم بيرجند " رباعى " را در شمار " دوبيتى " مىآوردند ولى چون وزن آن با وزن دوبيتى تفاوت داشت و دارد ناگزير آن را با " آهنگهاى " خاصّ مىخواندند . 3 - نوا : چنان كه در بحث از سوكوارىها آورده‌ام در گويش بيرجند به ابيات يا اشعارى كه زنان در مجالس سوكوارى گذشتگان ( مجالس زنانه ) با آهنگى خاصّ و با گريه و مويه مىخواندند

--> ( 1 ) . بحث دربارهء دوبيتى در زبان فارسى و گويشهاى محلّى - ازجمله گويش بيرجند - در اين نوشتار نمىگنجد . خواستاران براى كسب اطلاع از اين نوع شعر و " گونه " هاى بيرجندى آن مىتوانند به دو كتاب ارزشمند استاد دكتر محمّد مهدى ناصح : " شعر دلبر " و " شعر نگار " رجوع نمايند ( دفترهاى اوّل و دوّم " دوبيتىهاى عاميانهء بيرجندى " . انتشارات محقّق . مشهد ) .