جمال رضايى
575
بيرجندنامه ( فارسى )
104 - همپا hampa ( همپا / مسابقهء دو ) : " واژهء " همپا " كه از " هم " و " پا " ساخته شده به معنى " مسابقه دو " است و براى بچّهها ( بويژه پسران ) سرگرمى بسيار خوب و بىضررى بود . چند بچّه در يك خط صف مىبستند و مقصدى را از پيش تعيين مىكردند . بزرگترين بچّه به عنوان " استاد " يا " داور " تعيين مىشد و او با زدن دو دست خود بهم شروع بازى را اعلام مىكرد و بچّهها با شنيدن صداى دستهاى او با سرعت به دويدن شروع مىكردند و بسوى مقصد پيش مىرفتند ، هركس كه زودتر به آنجا مىرسيد برنده بود . گاه مقصد پاى ديوارى بود و هركس زودتر دست خود را به ديوار مىزد برنده شمرده مىشد . اگر بازى به نظرشان خيلى اهميّت مىداشت يك " استاد " يا " داور " هم در مقصد مىگذاشتند و او نتيجهء مسابقه را اعلام مىكرد . 105 - هندانهبازى hendone bazi ( هندوانهبازى ) : " هندانه " تلفّظ گويشى واژهء " هندوانه " است . اين بازى را بيشتر جوانان و مردان جوان مىكردند و بر سر رنگ و درجهء " سرخى " هندوانه شرطبندى مىنمودند بدينسان كه دو نفر هر كدام يك هندوانه انتخاب مىكردند ، هندوانهء هركس سرختر درمىآمد او برنده مىشد و حريف او مىبايست پول هر دو هندوانه را مىپرداخت . گاه تشخيص درجهء سرخى هندوانهها دشوار بود در اين صورت دو هندوانهء ديگر انتخاب مىكردند و آنها را مىبريدند تا برنده مشخص مىگشت . 106 - يگ لنگى yag lengi ( يك لنگى / لىلى ) : " يكلنگى " يعنى راه رفتن با يك پا . برخى بچّهها ( چه دختر و چه پسر ) گاهى مسابقه " لى لى " مىدادند يعنى يك پاى خود را از زانو تا مىزدند و به دنبال مىبردند و با يك پا مىپريدند و مىدويدند و نوعى " همپا " يا مسابقهء دو مىدادند . * * * يادداشت - نويسنده توانسته است اين تعداد از بازىهايى را كه در اوايل سدهء اخير در شهر بيرجند معمول بوده ( چه بيرجندى و چه غير بيرجندى ) بشناسد و در اين جستار بياورد . بجز اينها برخى بازىهاى ديگر نيز ( مانند صفربازى ) بين شاگردان مدارس معمول بود كه " بيرجندى " نبود و يا بچّههاى ديگر آنها را بلد نبودند . در اين جستار از ذكر آنها خوددارى شده است .