جمال رضايى
572
بيرجندنامه ( فارسى )
چرخشى كه به آن دو انگشت مىداد سكّه را بسوى سكّهء حريف مىانداخت بدان قصد كه به آن بزند ، اگر موفق مىشد برنده بود . 98 - مجسّمهبازى mojassame bazi ( مجسّمهبازى / بازى مجسّمه ) : اين بازى از طريق مدارس به بيرجند راه يافته و بومى اين شهر نيست . شرح بازى چنين است : چند بچّه جمع مىشدند و يكى را به عنوان " استاد " برمىگزيدند . " استاد " در ميان " داو " بازى مىايستاد و ديگران در اطراف او مىايستادند و بازى شروع مىشد . " استاد " شروع مىكرد و با سر و دست و گردن و شانه و كمر و . . . اداها و حركات گوناگون انجام مىداد و شكلهاى مختلف به خود مىگرفت ( كه همهء بچّهها آن را تقليد مىكردند ) و ناگهان در يك حالت توقّف مىكرد و همهء بچّهها هم مىبايست توقّف كنند و همان حالت " استاد " را داشته باشند بچّهاى كه توقّف نمىنمود و يا حالتى جز حالت " استاد " داشت بازنده بود و از بازى بيرون مىرفت و دوباره استاد همان اعمال را تكرار مىكرد . آخرين بچّهاى كه باقى مىماند برنده مىشد و در دورهء بعدى بازى جاى " استاد " را مىگرفت . 99 - نخت كشمش naxoto kesmes ( نخود و كشمش ) : دو بچّه ( معمولا دختربچّه ) روبروى هم مىايستادند و پنجههاى دستهايشان را مىگرفتند و دستها و بدنشان را به چپ و راست مىبردند و مىگفتند : اى نختا / i naxote / ( اين نخود است ) . اى كشمشا / i kesmese / ( اين كشمش است ) . قمبلى بگردا ترشا / qomboli begardo torose / ( قنبلى بگردان ، ترش است ) . وقتى كه لخت آخرى را ادا مىكردند دستهايشان را در بالاى سر هم مىگرداندند و چرخى مىزدند و به حال اوّل برمىگشتند . اين بازى را " اى نختا ، اى كشمشا i naxote i kesmse " هم مىناميدند . 100 - نشانهزنى nesonezani ( نشانهزنى ) : زدن نشانه يكى از سرگرمىهاى پسران و نوجوانان بود كه گاه تنها جنبهء مسابقه داشت و گاه بر سر زدن نشانه شرطبندى مىكردند و با چند وسيله صورت مىگرفت . 1 - 100 - با سنگ دست : سادهترين نوع اين بود كه سنگى را با دست به هدفى كه تعيين مىكردند مىزدند . اندازه و وزن سنگ و فاصلهء نشانه يا هدف بستگى به سنّ و نيروى بازى