جمال رضايى
556
بيرجندنامه ( فارسى )
گونه اجرا مىشد : 1 - 68 - در نوع نخست چند پسربچّه ده دوازده ساله به رديف در يك صف قرار مى گرفتند ، ابتدا نفر اوّل در فاصلهء تقريبى پنج مترى صف دولّا مىشد و دستهاى خود را به زانوان خود مىگرفت و " پشت مىداد ( مانند خرك ) . بازيكنان ديگر به نوبت - يكى پس از ديگرى - با دو به طرف او مىرفتند ، دستها را بر روى پشتش مىنهادند و دو پا را به دو طرف باز مىكردند و از روى او مىپريدند . هر نفر وقتى كه مىپريد مىگفت : " قزل خانم " . نفر اوّل كه مىپريد در فاصلهء تقريبى پنج مترى كسى كه " پشت " داده بود مىايستاد و دست به زانو مىگرفت و " پشت " مىداد و نفر دوّمى مىبايست از روى پشت دو نفر بپرد و سوّمى از روى سه نفر و . . . آخرين بچّه كه مىپريد اوّلين بچّهاى كه " پشت " داده بود حركت مىكرد و به دنبال او از روى بچّههاى ديگر مىپريد و . . . و بدينسان همه يك نوبت از روى پشت يكديگر مىپريدند و دور اوّل بازى تمام مىشد و اگر مىخواستند دوباره بازى را از نو شروع مىكردند . در اين بازى اگر بچّهاى نمىتوانست بپرد و يا به زمين مىافتاد از بازى اخراج مىشد . 2 - 68 - نوع دوّم " قزل خانم " چنين بود : ابتدا يكى از بچّهها به عنوان " استاد " انتخاب مىشد و او كسى را با " تر و خشك " و يا " شير و خطّ " تعيين مىكرد و به ميان " داو " بازى مىفرستاد و او " پشت " مىداد و دست به زانو مىگرفت ( مانند نوع نخست ) . بچّههاى ديگر به صف به دنبال " استاد " مىايستادند و او بازى را آغاز مىكرد و با دو به پيش مىرفت و مانند نوع نخست از روى پشت آن بچّه مىپريد و مىگفت : " قزل خانم " بچّههاى ديگر به ترتيب بعد از او اين عمل و اين گفته را تكرار مىكردند و همه پشت سر " استاد " به جاى قبلى خود برمى گشتند . دوباره " استاد " مىدويد و از روى آن بچّه مىپريد و مىگفت : " يكى شد " و ديگران عمل و گفته او را تكرار مىنمودند و بار ديگر نيز همين كار را مىكرد و مىگفت : " دوتا شد " و همه نيز تبعيّت مىكردند و در دفعات بعد اين سخنان را مىگفت و مىگفتند : سوّمى " كند " « 1 » مىزنم و لحظهاى بر پشت آن بچّه روى دست خود درنگ مىكرد . چارمى ( چهارمى ) چار دست و پا شد ور زمين ، و وقتى كه پاهايش به زمين مىرسيد دستهايش را نيز به زمين مىزد . پنجمى يك دست رفت ، و در هنگام پريدن تنها يك دست خود را بر روى پشت بچّه مىگذاشت . ششمى قبل مىبندم ، و سرينهاى خود را هنگام پرش بآهستگى بر پشت حريف مىزد . هفتمى نعل مىبندم ، و پاشنههاى دو پاى خود را آهسته بر پشت آن بچّه مىزد .
--> ( 1 ) . " كند " در گويش بيرجند چند معنى دارد كه در اينجا به معنى " تكان سخت " است . نك : " واژهنامهء گويش بيرجند " .