جمال رضايى
548
بيرجندنامه ( فارسى )
خروس باهم " جنگ " مىكنند . خروسهاى " جنگى " معمولا كشيده قامت و نسبة لاغر و بسيار چابك هستند . در دورهء سخن ما يا دو نفر شرطبندى مىكردند و خروسهاى خود را به " جنگ " وامىداشتند و هر خروسى كه شكست مىخورد و " داو " را ترك مىكرد صاحبش بازندهء شرط حساب مىشد و يا يك نفر دو خروس جنگى مىداشت و آندو را به جان هم مىانداخت و از تماشاچيان پولى مىگرفت . اين بازى اختصاص به بيرجند نداشت و ندارد و در بسيارى جاهاى ديگر نيز معمول بود و هست . 49 - خياربازى xeyar bazi ( خربزهبازى ) : در بيرجند به " خربزه " ، " خيار " ، و به " خيار " ، " بادرنگ " مىگفتند و مىگويند . بازى با " خربزه " به دو گونه بود : 1 - 49 - شرطبندى بر سر شيرينى خربزه . در اين بازى كه معمولا ميان دو جوان يا دو مرد ميانسال انجام مىگرفت هركدام يك خربزه انتخاب مىكردند و بر سر درجهء شيرينى آن شرط بندى مىنمودند . 2 - 49 - شرطبندى بر سر بريدن خربزه به دو قسمت هموزن . در اين بازى دو حريف يك خربزه را انتخاب مىكردند و بر سر اينكه با تفاوت چند مثقال آن را با يك برش كارد به دو قمست ببرند شرطبندى مىكردند . 50 - دالبازى dal bazi ( دار / درختبازى ) : " دال dal " تلفّظ گويشى واژهء " دار " است كه معنى درخت مىدهد . " دالبازى " بر رفتن و بالا رفتن بر درخت و از شاخى به شاخى پريدن و خود را آويزان كردن از شاخى و . . . است و " دالباز dal baz " در گويش بيرجند معنى " درختباز " دارد يعنى كسى كه به چابكى بر درختها بالا مىرود و از شاخى به شاخى مىپرد و . . . و يا اين كار را روى " داربست " ها انجام مىدهد . دالبازى در دورهء سخن ما يكى از سرگرمىها و بازىهاى جوانان بويژه كشاورزان و روستاييان بود . 51 - درنهبازى dorne bazi ( ترنابازى ) : واژهء " ترنا " در گويش بيرجندى " درنه dorne " فراگو مىشود و آن جامه يا پارچهاى است كه آن را محكم بهم بتابند و چون بر كسى بزنند دردآور باشد . " درنه " جزء ابزارهاى تنبيه و