جمال رضايى
538
بيرجندنامه ( فارسى )
مىزد اگر تخممرغ دست او مىشكست بازندهء همه تخممرغها بود و اگر تخممرغ روى زمين مىشكست برندهء همه آنها شمرده مىشد . اين تخممرغها را يا بچّهها يا بىبضاعتترها مىخريدند و از " ته " آنها براى " شندنى " استفاده مىكردند . گاهى به اين بازى بهجاى " قتارى " " رديفى " هم مىگفتند . 31 - تشلهبازى tosle bazi ( تيلهبازى ) : واژهء " تشله " كه در فارسى " تشيره : و بيشتر " تيله " تلفظ مىشود به گلولههايى گفته مىشد و مىشود كه از سنگ در اندازههاى مختلف مىتراشيدند و جدار بيرونى آن را چنان مىساييدند كه صيقلى مىشد . در اين اواخر بجز " تشلهء " سنگى انواع آهنى و بلورى رنگى هم وجود داشت كه با آنها بازى مىكردند . اين بازى ويژهء پسران بود و چهار نوع داشت : 1 - 31 - پفى pofi ( پفى / فوتى ) : در اين بازى دو تا چهار پسربچّه شركت مىكردند . " داو " بازى زمين هموار و مسطّحى بود بدون شيب كه بازىكنان دور آن مىنشستند . در وسط دايرهء " داو " حفرهاى به عمق و قطر تقريبى سه سانتىمتر كه آن را " خانه " ( خانه xane ) مىگفتند حفر مىنمودند . ابزار بازى يك تيلهء كوچك ( به اندازهء يك فندق بزرگ ) بود كه آن را در نقطهاى از " داو " مىنهادند و بچّهها - به نوبت - با پفكردن آن را به سوى آن حفره ( خانه ) قل مىدادند و بايد آن را به داخل " خانه " مىانداختند . هركس با تعداد پف كمترى اين كار را مىكرد برنده بود و به نسبت پفهاى كمترى كه كرده بود از ديگران پول مىگرفت . گونهء ديگر اين بازى آن بود كه " تشله " را در داخل " خانه " مىانداختند و بازيكنان بايد آن را با فشار پف از آن خانه خارج مىكردند . هركس با پف كمترى اين كار را مىكرد برنده بود . 2 - 31 - شستى sasti ( شستى ) : " شستى " يعنى تيلهبازى با انگشتان شست . در اين بازى دو انگشت شست نقش اصلى را در زدن تيله دارند . تيلهء اين بازى كوچك و به اندازهء يك فندق بزرگ بود . تعداد بازىكنان از دو تا چهار نفر و ترتيب بازى چنين بود كه سه يا چهار حفرهء كوچك ( به قطر و عمق تقريبى سه سانتىمتر ) در زمينى در رديف هم مىكندند . فاصلهء اين حفرهها كه به آنها " خانه " ( خانه xone ) مىگفتند تقريبا يك متر و نيم بود . هر بازىكن يك تيلهء شستى در اختيار داشت . يكى از آنها ( و در چهار نفرى دو تا ) تيلهء خود را روى لبهء پسين نخستين " خانه " مىنهاد و نفرات ديگر از فاصلهاى كه برابر با فاصلهء " خانه " ها بود بهترتيب به تيلهء او مىزدند . طرز گرفتن و زدن تيله