جمال رضايى

526

بيرجندنامه ( فارسى )

ميان دو " استاد " ردّوبدل مىشد : استاد اوّلى استاد دوّمى ( زنجيرباف ) " استاى زنجيل‌باف / estaye zanjil baf " / ( استاد زنجيرباف ) باله / االه bale / ale ( بله ) " زنجيل ماره بافتى / zanjile mare bafti " / ( زنجير ما را بافتى ) باله / االه bale / ale ( بله ) " در كل كار انداختى / dar kole kar endaxti " / ( در پايان كار انداختى ) باله / االه bale / ale ( بله ) " زريق زريق مىبافتى / " zeriq zeriq mibafti / ( زريق زريق مىبافتى ) باله / االه bale / ale ( بله ) " مخكم مخكم بافتى / moxkame moxkam bafti / " ( محكم محكم بافتى ) / باله / االه bale / ale ( بله ) " بكش ببين / bekaso bebin " / ( بكش و ببين ) . / " بكش ببين / bekaso bebin " ( بكش و ببين ) " آنگاه هريك از دو " استاد " صف را به طرف خود مىكشيدند و همه مىگفتند : " بكش و ببين " و آنقدر اين كشيدن را ادامه مىدادند تا دست يكى از بچّه‌ها از دست بچّهء كنارش در مىرفت و " زنجير " پاره مىشد و با اين عمل اين " داو " بازى پايان مىيافت و اگر مىخواستند آن را ادامه بدهند همين برنامه را تكرار مىكردند . 14 - اسل لولو / لىلى osollulu / lili ( اصول لولو / لىلى ) : " اسل لولو " پيش از آن‌كه يك بازى مستقلّ باشد نوعى تنبيه و جريمه بود كه در مورد " بازندگان " برخى از بازىها اعمال و اجرا مىگشت . بدينسان كه پس از پايان يافتن برخى بازىها و معيّن شدن " بازندهء " آن‌ها " استاد " بازى روى يك پلّه يا جايى كه اندكى از سطح زمين بلندتر بود مىنشست و بچّه‌ها نيز دايره‌وار جلوى او مىنشستند . " استاد " ، بازنده را در ميان دايره مىنشاند و به او دستور مىداد كه روى زانوان تازده و ساقهاى دستهاى خود " بخسبد " آنچنان كه سرش رو به زمين و پشتش رو به هوا باشد و به او مىگفت چشمانش را ببندد و براى اطمينان خودش هم با دست چپ جلوى چشمهاى او را مىگرفت كه نبيند . آنگاه دست راست خود را مشت مىكرد و تنها انگشت اشارهء خود را راست نگه مىداشت و به بچّهء " خسبيده " مىگفت كه او هم همين كار را بكند . " استاد " سپس اين انگشت خود را به جهات مختلف ( بالا و پايين ، راست و چپ ) حركت مىداد و در هر حركت انگشت با آهنگ ضربى مىگفت : " اسل لولو " و بچّه‌هاى ديگر با دو دست به پشت بچّهء " خسبيده " مىزدند و با همان آهنگ آن گفته را تكرار مىكردند . بچّهء " خسبيده " با انگشت خود و تكرار آهنگين " اسل لولو " مىبايست جهت حركت انگشت استاد را نشان مىداد . اگر تصادفا مىتوانست اين كار را بكند