جمال رضايى
520
بيرجندنامه ( فارسى )
5 - اتك متك atak matak ( اتك متك ) : اين بازى اختصاص به دختر بچّهها داشت . چند دختربچّه دايرهوار در كنار هم مىنشستند و بچّهء بزرگتر نقش " استاد " را برعهده مىگرفت و اين چهار لخت آهنگين را با آهنگ ضربى بر زبان مىراند : اتك متك توتكچه atak matak tutakce شام رام بالوچه sam ram baluce ماخ ملخ شازاده mex malax sazade تاپ توپ كناره « 1 » tup kenareetap « استاد » هر كلمه را فراگو مىكرد از راست به چپ - به آرامى و به ترتيب - به سينهء يكيك بچّهها مىزد . بچّهاى كه آخرين واژهء اين سروده يعنى « كناره » به او مىرسيد بايستى از دايره بيرون مىرفت و « استاد » دوباره بازى را شروع و سروده را تكرار مىنمود و به سينهء بچّهها مىزد و باز هركس كه واژهء " كناره " به او مىرسيد از دايره بيرون مىرفت و اينقدر بازى را به همين ترتيب ادامه مىداد كه بجز خودش يك بچّه بيشتر باقى نمىماند . اين بچّه برندهء بازى به شمار مىآمد و " استاد " دور بعدى بازى بود . نام اين بازى از دو كلمهء آغازين لخت نخست سروده گرفته شده است . 6 - اتل متل atal matal ( اتل متل ) : اين بازى بيرجندى نيست و پيداست كه از تهران و از طريق آموزشگاهها ( دبستانها و دبيرستانها ) به بيرجند راه يافته است ولى چون در زمان سخن ما و پس از آن از بازىهاى مورد علاقهء دختربچّهها بود آن را در اين جستار آورديم . سرودهاى كه در اين بازى خوانده مىشود صبغهء گويشى بيرجندى ندارد و به گويش تهرانى است . در اين بازى چند دختربچّه دايرهوار مىنشينند و پاهاى خود را مانند شعاعهاى دايره بسوى مركز آن دراز مىكنند . " استاد " بازى كه معمولا بزرگترين آنانست بازى را آغاز مىكند و سرودهء بازى را با آهنگى ضربى بر زبان مىآورد و با هر واژهاى كه ادا مىكند با دست راست به آرامى و به ترتيب به تكتك پاهاى بچّهها مىزند و از راست به چپ مىرود . سرودهء بازى اينست : اتل متل توتوله atal matal tutule * گاو حسن چهجوره gave hasan cejure نه شير داره نه پستون na sir dare na pestun
--> ( 1 ) . اين سخنان بر روى هم هيچ معنايى ندارد هرچند برخى از واژههاى سهگانه لختها به تنهايى بىمعنى نيست اما از جمع آنها معنايى مستفاد نمىشود .