جمال رضايى
510
بيرجندنامه ( فارسى )
مىخواندند و طلب آمرزش مىنمودند . در روز چهاردهم شعبان يعنى " روز چك " كه اختصاص به تازه درگذشتگان داشت و دارد مراسمى برگزار مىكردند كه اكنون هم آن مراسم برگزار مىشود . در آغاز صبح روز چهاردهم هم روى قبر كسى را كه در همان سال درگذشته بود با قالى ، قاليچه يا گليم فرش مىكردند « 1 » و روى صورت قبر يك سفره و روى آن يك سوزنى مىگستردند و مقدارى خرما ، شيرينى ، حلوا و . . . روى آن مىگذاشتند و سوكواران و بستگان درجهء اوّل متوفّى در كنار آن مىايستادند . مردم - معمولا مردان - به قبرستان مىرفتند و بر سر مزار مردگان حاضر مىشدند و به سر هر قبر كه مىرفتند چند دقيقهاى روى فرش مىنشستند و عزاداران از آنان با قهوه و چاى و . . . پذيرايى مىكردند و آنان پس از خواندن فاتحهاى به سر گور تازه درگذشتهء ديگرى مىرفتند و همان برنامه را تكرار مىكردند . اين آيين تا نزديك ظهر طول مىكشيد و پس از آن " پرسهداران " بساطى را كه پهن كرده بودند برمىچيدند و اگر خيمهاى برپا كرده بودند فرود مىآوردند و باقىماندهء خوراكىها و شيرينىها را ميان بينوايان كه تعدادشان در آن روز در گورستان زياد بود " بخش " مىكردند و به خانه خود برمىگشتند . در دورهء سخن ما معمولا مردها صبح به قبرستان مىرفتند و زنها عصر آن روز ، ولى امروزه همگان در همان برنامهء پيش از ظهر شركت مىكنند . برخى - بويژه توانگران - در ظهر آن روز يك " ختم تره " مىگرفتند و با همان آيين هفتم و چهلم اطعامى مىكردند و برخى عصر آن روز يك " ختم خشكه " مىگرفتند ولى اكثريّت مردم با همان مراسم و برنامهاى كه صبح در قبرستان برگزار مىكردند " برات " را پايان مىدادند . يكى ديگر از برنامههاى اين روز پختن و " بخش " كردن نوعى نان روغنجوشى بود كه از خمير آرد گندم با روغن در " تابه " مىپختند و " تابى " tabey " ( تابهاى ) نام دارد . روى اين نانها خاكهقند كوبيده يا شكر مىپاشيدند و آنها را به نزديكان خود و خواصّ مىدادند . « 2 » اما " برات زندگان " يعنى روز پانزدهم شعبان چون مصادف با ولادت با سعادت حضرت ولىّ عصر ( عج ) است ويژگيهاى ديگرى داشت و برنامههاى شاد برگزار مىشد . از جمله شب پانزدهم مراسم جشن و آتشبازى در حسينيّه شوكتيه ( امام رضاى كنونى ) برگزار مىشد و روز چهاردهم هم عيد مىگرفتند . اين عيد كه از اعياد بزرگ شيعيان اثنى عشريست با آداب و
--> ( 1 ) . برخى از توانگران بر روى قبر تازه درگذشته چادر برپا مىكردند . ( 2 ) . شايان ذكر است كه از چند روز مانده به " برات " تا شب پانزدهم شعبان مردم به كارى جدّى دست نمىزدند مثلا عروسى يا عقد نمىكردند ، به مسافرت نمىرفتند و . . . و مىگفتند كه پس از آتش برات اقدام خواهيم كرد . اين رسم و اين باور نشان مىدهد كه در گذشتههاى دور در " برات / روز چك " آتش هم برمىافروختهاند .