جمال رضايى

499

بيرجندنامه ( فارسى )

فصل يك نزع - حمل جنازه - غسل - كفن و دفن در زمانى كه ما از آن سخن مىگوييم و تا مدّتها پس از آن رسم بر اين بود كه وقتى مرگ كسى فرا مىرسيد - يعنى هنگام " نزع روان " او - فرزندان و بستگان نزديك وى بر بالينش حاضر مىشدند و وقتى كه احساس مىكردند كه او در حال مردن است وى را رو به قبله به پشت مىخوابانيدند و پاهايش را دراز مىكردند ، سپس مقدارى آب آميخته با تربت در دهانش مىريختند و " شهادتين " را به زبانش مىدادند و دعاى عديله و حديث كسا را در گوش وى مىخواندند . هنگامى كه شخص جان به جان‌آفرين تسليم مىكرد نخست دو دست او را مىكشيدند و به دو پهلويش مىچسباندند و پاهايش را نيز راست ( رازيد razid ) مىكردند ، انگشتان شست دو پايش را با نخى بهم مىبستند كه پاها از هم جدا نشوند ، چشمها و دهان و چانه‌اش را نيز مىبستند و پارچه يا قديفه‌اى - معمولا سفيد - به روى او مىكشيدند و جنازه را براى حمل به مرده‌شوخانه آماده مىكردند . « 1 » در زمانى كه برخى به اجراى اين كارها مشغول بودند برخى از افراد خانوادهء متوفّا در پى تدارك لوازم و وسايل و آماده كردن كفن و تابوت و . . . و خبر كردن آشنايان و بستگان وى بودند ، مرده‌شوىها را خبر مىكردند و كس يا كسانى را براى تعيين محلّ قبر و كندن و آماده كردن آن مىفرستادند و . . . هنگامى كه همه لوازم و وسايل آماده و موجبات فراهم مىشد و مردم نيز براى « تشييع » در خانه متوفّا حاضر مىشدند جنازه را به اصطلاح « برمىداشتند » بدينسان كه تابوت را داخل

--> ( 1 ) . اين اعمال چون جنبهء مذهبى و سنّتى دارد هنوز هم انجام مىگيرد و در ميان مسلمانان در همه‌جا - كمابيش - يكسان اجرا مىشود . نك : شكورزاده . ابراهيم . « عقايد و رسوم مردم خراسان » . چاپ دوّم . صص 215 - 207 .