جمال رضايى
486
بيرجندنامه ( فارسى )
و رسوم و اعمالى كه در اين ماه در بيرجند زمان پژوهش ما مرسوم و معمول بود - و هنوز معمول است - اشاره مىكنيم : 1 - پيشواز : زياد بودند - و اكنون هم هستند - مؤمنانى كه روز پايان ماه شعبان را روزه مىگرفتند و با اين عمل به استقبال و پيشواز ماه مبارك رمضان مىرفتند و ثوابى بزرگ كسب مىكردند . 2 - ماه ديدن / رؤيت هلال : در غروب روز آخر ماه شعبان بسيارى از مردم با دقّت به افق مغرب نگاه مىكردند كه هلال ماه مبارك رمضان را شخصا رؤيت كنند و با چشم خود ببينند و از حلول اين ماه مطمئن گردند . 3 - روزه گرفتن : از فرداى شبى كه هلال ماه رمضان رؤيت مىشد و اين ماه مبارك آغاز مىگشت همهء كسانى كه " مكلّف " بودند - بجز آنان كه عذر شرعى داشتند - روزه مىگرفتند و از سحر تا غروب از خوردن و آشاميدن امساك مىنمودند و به اجراى مراسم و آيينهاى روزهدارى مىپرداختند ، در نتيجه وضع زندگى مردم بكلّى دگرگون مىشد و حتّى وضع عمومى شهر تغيير مىكرد و كارها و زندگى روال ديگرى مىگرفت كه تا پايان اين ماه ادامه مىيافت و مردم بيش از هر كار ديگر به عبادت مىپرداختند و مساجد رونق بيشترى مىيافت . 4 - مناجات / شبخوانى : مناجات و " شبخوانى " ( شوّخانى sowxoni ) از نخستين شب رمضان آغاز مىگشت ، بدينسان كه هر شب برخى از مردان خوشصدا پس از نيمهشب سه نوبت به بالاى بام خانهء خود مىرفتند و با صداى بلند به خواندن ادعيّه و اشعارى نيايشى مىپرداختند و با اين عمل هم يك " نيايش " مىكردند و هم مردم با شنيدن صداى آنان از خواب بيدار مىشدند و تدارك سحور ( سحرى ) خود را مىديدند . " شبخوانى " معمولا در سه نوبت انجام مىگرفت كه هركدام نمودار وقتى از سحرگاهان بود . صداى اين " شبخوانان " در سكوت دل شب حالت روحانى به آن مىداد و مردم نيز برنامهء " سحر " خود را با همين مناجاتها تنظيم مىنمودند چون همگان " ساعت " نداشتند كه از روى آن