جمال رضايى
473
بيرجندنامه ( فارسى )
نسبتا بزرگ شد و سربازان ، درجهداران و افسران غير بومى زياد شدند يعنى از آغاز اين سده . در آن سالها « ادارهء قشونى بيرجند » نيز روضهخوانى مىكرد و در جلو پادگان مجلس روضه برگزار مىنمود . در اين روضهخوانى سربازان و درجهداران و برخى افسران زنجير و سينه مىزدند و يا دستجمعى به برخى مراكز عزادارى مىرفتند ، از آن پس زنجير زدن هم در بيرجند معمول شد . دستهء سربازها را موزيك قشون همراهى مىنمود و به آن جلوهاى خاص مىداد . « 1 » چنان كه پيشتر اشاره شد بزرگترين و شكوهمندترين عزادارى بيرجند در آن زمان در حسينيّهء شوكتيّهء ( امام رضاى كنونى ) برگزار مىشد كه اكثر مردم شهر و دستههاى عزادار به اين مجلس وارد مىشدند . روضه اين حسينيّه - از دهه اوّل محرّم - پيش از ظهرها و يكى دو ساعت مانده به ظهر آغاز مىگشت و تا ظهر ادامه مىيافت . در زمانهاى پيشتر برنامه « شبيهگردانى » نيز در اين حسينيّه اجرا مىشد ولى چون روحانيان بزرگ با اين برنامه موافق نبودند كمكم متروك و اين رسم منسوخ گرديد همچنانكه قمهزدن ، شمع آجين كردن و . . . نيز رسما ممنوع گشت . در روز عاشورا بسيارى از مردم شهر و دستههاى عزادار در اين حسينيّه به عزادارى مىپرداختند و معمولا خوشصداترين يا پيشكسوتترين نوحهخوان روى پله اوّل يا دوّم منبر مىايستاد و نوحهاى پرسوز و گداز مىخواند و اعضاء دستهها زنجير يا سينه مىزدند و عزاداران زارزار مىگريستند و بر سر و سينه مىزدند و شورى بزرگ برپا مىشد . در اين مجلس خود « امير قاين » هم شركت مىكرد و روحانيان طراز اوّل و همه بزرگان و سرشناسان شهر نيز حاضر مىشدند و در تالار بزرگ حسينيّه كه در ضلع جنوبى آن قرار دارد مىنشستند . مردان در ايوانچههاى دور حياط يا در خود حياط مىنشستند و زنان در غرفههاى طبقه دوّم و حتى بر بالاى پشت بام آن طبقه جا مىگرفتند . برخى از بانوان - بويژه خانوادههاى سرشناس - قبلا فرشى يا قاليچهاى مىفرستادند يا مىبردند و در يكى از غرفههايى كه به جاى منبر نزديكتر بود پهن مىكردند و بدينترتيب براى خود جا « رزرو » مىنمودند . « 2 » در اين مجلس و نيز در مجالس ديگر - چند نفر از سادات « علمدار » در پاى منبر مىنشستند و وقتى برنامه آغاز مىگشت اين عدّه اشعارى آهنگين كه به آن « پامنبرى » مىگفتند مىخواندند ، آنگاه چند روضهخوان به ترتيب سنّ و شأن به منبر مىرفتند و روضهاى مىخواندند و به مجلس حالى مىبخشيدند و در پايان يكى از علماى بزرگ شهر ( معمولا معمّرترين آنها ) به منبر مىرفت و پس از تشريح واقعه كربلا و بيان فلسفه قيام حسينى و تأثير و
--> ( 1 ) . نك : « نامههايى از قهستان » . ترجمه دكتر محمّد حسن گنجى . صص 51 - 49 . يادداشتها . ( 2 ) . اين رسم در روضهخوانىهاى بزرگ ديگر نيز معمول بود .