جمال رضايى

469

بيرجندنامه ( فارسى )

و كتلهايى كه با طرزى خاص تزيين مىشد و با پرچمهاى الوان حركت مىكردند و در كوچه‌ها به راه مىافتادند و با خواندن نوحه و زنجيرزدن و سينه‌زدن از مجلسى به مجلس ديگر مىرفتند . ترتيب حركت دسته‌ها و نظم و آهنگ زنجير زدن و سينه زدن و نوحه توسّط طبل ، سنج ( صنج ) و گاه شيپور برقرار مىشد . « 1 » براى آن‌كه مردم بتوانند در مجالس متعدّد عزادارى و روضه‌خوانى شركت كنند مجالس را در اوقات مختلف روز و شب تشكيل مىدادند : صبح زود ، صبح اوّل وقت ، بين روز ، نزديك ظهر ، پس از نماز ظهر و عصر ، پس از نماز مغرب و عشا و شب و . . . اين اوقات و حتى برنامه‌ها و ترتيب برگزارى مجالس و آنچه بدين امر مربوط بود توسّط « نقيب » شهر تنظيم و با نظارت او انجام مىگرفت . « نقيب » كه معمولا يك سيّد روحانى بود و از طرف امير قاين و با صلاحديد روحانيان بزرگ انتخاب و منصوب مىشد مسؤوليت تنظيم و اجراى برنامه‌هاى عزادارى و روضه‌خوانىها را برعهده داشت حتّى اينكه چه كسانى در چه مجالسى و به چه ترتيب بايد به منبر بروند و چه مبلغى بايد به هركدام پرداخت گردد و . . . همه با نظارت نقيب انجام مىشد . ترتيب منبر رفتن روضه‌خوانها بدينسان بود كه نخست افراد جوان يا جوانتر به منبر مىرفتند و پس از آنان كسانى كه سن بيشتر و سواد و شأن بيشترى داشتند و سرانجام بزرگترين و محترم‌ترين آنان به منبر مىرفت و مجلس را نيز ختم مىكرد و به اصطلاح « يا اللّه » مىكرد . اين روحانى محترم را « آخوند يا اللّه » ( ااخند يالّا axonde yalla ) مىخواندند . نقيب بابت اين خدمت از حكومت مقرّرى دريافت مىكرد و برخى از صاحبان مجالس هم در حد توانايى خود خدمتى به او مىنمودند . منصب « نقابت » ارثى بود و معمولا پس از درگذشت « نقيب » پسر ارشد او - در صورت شايسته بودن - به اين سمت از طرف « امير » منصوب مىگشت ولى اگر او پسرى نمىداشت و يا پسرش شايستگى اين مقام را دارا نمىبود يكى ديگر از اولاد ذكور و شايستهء خانواده او را به اين كار مىگماردند . عزادارى در روزهاى اوّل ماه محرّم تنها با خواندن روضه و نوحه برگزار مىشد و هر روز كه مىگذشت شور و شوق بيشترى در مردم پيدا مىشد و تشريفات و شكوه عزادارى افزون مىگرديد تا سرانجام در روزهاى نهم ( تاسوعا ) و دهم ( عاشورا ) و بالاخص در شب و روز عاشورا به اوج خود مىرسيد . اين روزها هركدام به عزايى ويژه اختصاص داشت مثلا در روز هفتم روضه‌خوانها معمولا به ذكر فداكارىها و مصائب مسلم بن عقيل و دو فرزندش ( طفلان مسلم ) و برخى از شهيدان نامدار كربلا مىپرداختند ، در روز هشتم بيشتر ذكر مصائب و شهادت

--> ( 1 ) . از شيپور براى اعلام حركت دسته و جمع‌كردن افراد نيز استفاده مىكردند .