جمال رضايى
455
بيرجندنامه ( فارسى )
مىخوردند . در آن سالها در فروردينماه در بيرجند سبزى تازه و ماهى وجود نداشت و تهيّه و خوردن سبزىپلو با ماهى نه تنها معمول بلكه ممكن هم نبود . معمولترين و مشهورترين « خورش » بيرجندى « قبرمه » بود و هنوز هم هست . در شب عيد سعى همه خانوادهها بر اين بود كه شام پلو و خورش « قبرمه » بخورند ، حتّى كسانى كه در طول سال قادر نبودند « پلو » بخورند در شب عيد پلو مىپختند و به عنوان « شام » مىخوردند . روستاييان پيش از عيد هدايايى براى اربابان خود به شهر مىآوردند و اربابان در برابر انعامهايى به آنان مىدادند از جمله برنج ، روغن ، چاى ، قند و . . . تا آنان هم شب عيد « پلو » بخورند . 5 - 1 - اولين شنبهء سال : اولين روز شنبه سال نو از روزهاى ديگر ممتاز بود ، چون آن روز را نحس مىشمردند برنامههاى خاصّى در آن روز برگزار مىكردند . عصر روز شنبهء اول سال اختصاص به تفرّج و گشت و گذار در « كشمانها » داشت و مردم بويژه مردان و جوانان و كودكان با جامههاى نو و رنگارنگ ساعاتى را در « كشمان » مىگذراندند ، « پا بر سبزى مىنهادند » ، جوانان به بازى و « تاب خوردن » مىپرداختند عدّهاى فروشنده دورهگرد انواع تنقّلات ، آجيل ، آب آلو ، تخممرغ آبپز رنگ كرده و . . . براى فروش عرضه مىكردند و بازارشان گرم بود . غذاى ظهر آن روز معمولا « آش رشته » بود تا رشتهء كارها از دستشان در نرود با اين برنامهها نحوست آن روز را خنثى مىكردند . 6 - 1 - اوّلين چهارشنبه سال : نخستين « چهارشنبه » سال - مانند نخستين شنبه - نحس شمرده مىشد و همان برنامه و مراسمى كه روز شنبه اجرا مىشد در اين روز نيز برگزار مىگرديد . اين روز در نظر مردم از روز شنبه نحوست بيشترى داشت ، بنابراين برنامههاى آن با رونق بيشترى اجرا مىشد تا از آسيب « نحوست » در امان بمانند . ناهار اين روز بيشتر آش رشته بود . 7 - 1 - سيزده نوروز / سيزدهبدر : روز سيزدهم نوروز آخرين روز جشن بزرگ نوروز بود و اكنون نيز هست . « سيزده » ويژگىهايى داشت كه آن را از روزهاى ديگر ممتاز مىكرد : از جمله روز پايانى « نوروز » بود از اينرو همگان مىكوشيدند بيشترين بهرهها را از شادمانى و تفريح و تفرّج ببرند و از شادىهاى