جمال رضايى

424

بيرجندنامه ( فارسى )

آن را روى لباس خود مىپوشيدند . استفاده از اين بالاپوش متروك شده است . 28 - لنگته lengete ( لنگوته ) : اين واژه در گويش بيرجند « لنگوته lengute » هم فراگو مىشود و آن « شالى » است ارزان قيمت كه طبقات كم‌بضاعت مانند دستار به دور سر و يا مانند شال كمر به دور كمر خود مىپيچند . اين « شال » به رنگهاى مختلف تهيّه مىشود و از رنگ سياه و سبز آن معمولا سادات استفاده مىنمايند . 29 - مچ‌پچ moc pec ( مچ‌پيچ ) : پارچه‌اى نسبتا كلفت و محكم و مقاوم به عرض تقريبى پنج سانتىمتر كه آن را به دور مچ دست مىپيچند تا مچ را از دررفتگى و آسيبهاى ديگر حفظ كند . معمولا بنّايان و كارگرانى كه كارهاى دستى سنگين مىكنند از آن استفاده مىنمايند . 30 - منديل mandil ( منديل ) : « منديل » نوعى عمامه است كه به رنگهاى مختلف تهيّه مىشود و از نظر پارچه و نوع پيچيدنش انواع مختلف داشت . معروفترين انواع منديل « خليل‌خانى » و « شيرشكرى » بود كه از آنها اعيان و اشراف و بازرگانان استفاده مىكردند . منديل را به عمّامهء روحانيان نيز اطلاق مىكردند و مىكنند . 31 - نمد ساربانى namade sarboni ( نمد ساربانى ) : اين پوشاك بالاپوشى است نمدى كه آن را مىمالند و بيشتر ساربانان و چوپانان از آن استفاده مىكرده‌اند و مىكنند . اين نمد معمولا از پشم سفيد و ندرتا سياه تهيه مىشود و نسبتا گشاد است و دو آستين‌گونهء كوتاه و نوك‌تيز در دو گوشه شانه‌ها دارد . اين نمد هم بدن را در برابر سرما حفظ مىكند و هم در برابر تابش شديد آفتاب . 32 - نيم‌تنه nimtane ( نيم‌تنه ) : « نيم‌تنه » چنان كه از نامش پيدا است پوشاكى است كه روى پيراهن ( و گاهى جليقه ) پوشيده مىشد و مىشود و نيمى از بدن را ( تا بالاى ران‌ها ) مىپوشاند . بعدها كلمه فرانسوى كت « cotte » جاى اين واژه را گرفت كه هنوز متداول است .