جمال رضايى
422
بيرجندنامه ( فارسى )
مىپيچيدند تا كمر و كليهها را حفاظت كند . 3 - 21 - شال گرده ( ن ) sale garde [ n ] ( شال گردن ) : اين « شال » بافتهاى دراز و به عرض تقريبى 15 تا 20 سانتىمتر است كه آن را با ميل از نخ پشم يا كرك مىبافتند و مىبافند و در زمستانها به دور گردن مىپيچيدند و در شدّت سرما با آن جلوى دهان و بينى را نيز مىگرفتند . 22 - شنل senel ( شنل ) : بالاپوشى بلند با دامن گشاد ، جلوباز ، و بدون آستين كه آن را روى شانه مىاندازند و ويژهء اعيان و اشراف و افسران عالىرتبه بود . 23 - فوته fute ( فوطه ) : فوته دستارى است كه به دور سر مىپيچيدند و مىپيچند و به آن « دستار » ، « شال » و « منديل » هم گفته مىشود « 1 » . 24 - قارت qart : « قارت » پالتو مانندى است كه از پارچههاى كلفت پشمى دستباف مىدوزند و همانند « چوخا » ( چقّه ) « 2 » مىباشد . اين پوشاك ويژهء كشاورزان ، روستاييان ، و ساربانان است . 25 - قبا qaba ( قبا ) : « قبا » روپوشى است بلند و جلوباز با گريبانى هلالىشكل كه ويژهء روحانيان بوده و هست و آن را زير « ردا » مىپوشند . 26 - كلا kola ( كلاه ) : كلاه از لحاظ جنس و طرز دوخت و شكل متعدّد بود ، بدين قرار : 1 - 26 - نمدى namadi ( نمدى ) : اين نوع كلاه را كه گرد و بىنقاب بود معمولا از كرك - مانند نمد - مىماليدند . كلاه نمدى
--> ( 1 ) . به اين نامها نگاه كنيد . ( 2 ) . نك : شمارهء 15 . « چقّه » . ص 420 .