جمال رضايى
418
بيرجندنامه ( فارسى )
4 - امّامه ammome ( عمامه ) : عمامه دستار معروفى است كه بيشتر به طبقه روحانى تعلّق داشت ( چنان كه امروز هم دارد ) و آن پارچهاى لطيف و دراز ( سفيد يا سياه ) است كه به شيوهاى خاص آن را مىپيچند و بر سر مىگذارند . 5 - پاتابه patabe ( پاتابه / پاىتابه ) : « پاتابه » پارچه يا بافتهاى ضخيم و محكم است به عرض تقريبى ده سانتىمتر كه آن را چند دور به گرد مچ و ساق پا مىپيچند و مىپيچيدند تا هم پا را گرم و استوار نگه دارد و هم آن را از گزند حشرات و آسيب خار و سنگ و . . . حفظ كند . پاتابه ويژهء چوپانان ، كشاورزان ، ساربانان ، و بيابانگردان بوده و هست . 6 - پاره ( ن ) pere [ n ] ( پيراهن ) : پيراهن از تنپوشهاى ديرينه ايرانى است كه نياز به معرفى ندارد . تنها يادآورى مىشود كه پيراهنهاى آن زمان از نظر طرز دوخت با پيراهنهاى امروزى تفاوتهايى داشت ، اين تفاوتها بيشتر در يقه ، گريبان ، دكمهها و سر آستين و بلندى و كوتاهى آن بود . پيراهن دو نوع مردانه و زنانه داشت . اين دو نوع از نظر پارچه و طرز دوخت باهم متفاوت بودند چنانچه اكنون هم هستند . 7 - پتك patak ( پتك ) : پتك نوارى است پارچهاى ، بلند ، و نازكتر از « پاتابه » ولى محكم و استوار كه آن را از مچ پا تا زير زانو به دور مچ و ساق پا مىپيچند . پتك كه پا را محكم نگه مىدارد و از آسيب « واريس » حفظ مىكند مخصوص سربازان ، چارواداران و برخى كارگران بود . 8 - پلتو paltow ( پالتو ) : « پلتو » تلفّظ گويشى واژهء پالتو ( paletot ) ى فرانسوى است و آن لباس ضخيم و بلندى است كه براى گرم نگه داشتن بدن روى لباس مىپوشيدند . در آن زمان استفاده از پالتو ويژه مردان بود . 9 - پوستى [ ن ] pusti [ n ] ( پوستين ) : پالتو مانندى با آستينهاى دراز كه از پوست دباغى شدهء گوسفند ( بىآنكه پشم آن را