جمال رضايى
413
بيرجندنامه ( فارسى )
« كشته keste » مىگفتند و مىگويند مانند آلبالو ، انجير ، توت ، جوز قند ، خرما ، زردآلو ( برگه ، بلبلى ) ، سنجد ، شفتالو يا هلو ( پاخته paxte ) ، طايفى ( تيفى teyfi ) ، عنّاب ، كشمش ، مويز ، نخود و . . . 3 - قاووتها : « قاووت / قاوت » را در گويش بيرجند « سفوف sofuf » مىنامند و آن مخلوطى است از آرد نرم نخود برشته و دانههاى بو دادهء گياهان و شكر يا قند كوبيده . « سفوف » در زبان فارسى به معانى « آرد پخته » ، « داروى خشكشدهء كوبيده » ، و « هرگونه گرد دارويى » است و اختصاصا به مخلوطى از كوبيدهء دانههاى گياهان دارويى اطلاق مىگردد كه به عنوان بادشكن مصرف مىشوند . اين واژه در گويش بيرجند بجز اين معنى به هرگونه « قاووت » نيز گفته مىشود . سفوفهايى كه از ديرباز در بيرجند مصرف مىشده و هنوز هم مىشوند عبارتند از : 1 - سفوف آرد نخود برشته . 2 - سفوف باديان ( رازيانه ) . 3 - سفوف پست « 1 » ( پسكى peski ) . 4 - سفوف تخم خرفه . 5 - سفوف تخم شويد . 6 - سفوف جوز هندى ( نارگيل ) . 7 - سفوف قهوه . 8 - سفوف مغز بادام . 9 - سفوف مغز پسته .
--> ( 1 ) . براى تهيّهء « پست » جوى نارس را درو مىكنند و در آفتاب خشك مىنمايند و آن را آرد كرده در ظرفى روى آتش برشته مىكنند . به « پست » در بيرجند « پسكى peski » مىگويند .