جمال رضايى
409
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل ده شيرينىها - آجيلها - قاووتها ( سفوفها ) 1 - شيرينىها : شيرينىهايى كه در دورهء سخن ما در بيرجند شناخته و تهيّه و مصرف آنها معمول بود اكثر همان شيرينىهايى هستند كه در بيشتر نقاط ايران از ديرباز تهيّه و مصرف مىشده و اكنون نيز مىشوند و در حقيقت « شيرينىهاى ايرانى » هستند . اين شيرينىها چون براى همگان شناخته مىباشند نيازى به شرح ندارند ، از اينرو تنها به ذكر نامهاى آنها بسنده مىشود و فقط اگر تلفّظ گويشى نامى با تلفّظ فارسى آن تفاوت داشته باشد آن را در ميان ( دو كمان ) در مقابل همان نام مىآوريم و يا اگر توضيحى ضرورت داشت در پانويس مىنويسيم ، اين شيرينىها عبارتند از : آبنبات ، بادام سوخته ( بادم سوخته badom suxte ) . باقلوا ( بقلاوه baqlave ) . باميه ( باميه bamiye ) . پادرازى ( پاترازو « 1 » paterazu ) ، پفّك ، پشمك ، توت ، حاجبادام ( هاجىبادم hajibadom ) . حلوا « 2 » . رشتهبهرشته . زلوبيا / زولبيا . ساق عروس . سوهان عسلى ( سهن اسلى sohon asali ) . قطاب . كلوچه ( كليچّه kolicce ) . گوشفيل . لوز . نافعروس . نان بادامى ( نن بادمى non badomi ) . نان برنجى ( نن برنجى non berenji ) . نان پنجره ( ننپنجره non panjere ) . نان كشمشى ( ننكشمشى non kesmesi ) . نان كيك ( كماج كيك komace keyk ) نان گردويى ( ننجوزى non jowzi ) . نان مربّايى ( ننمربّايى non morabbayi ) . نان نخودى
--> ( 1 ) . اين نام « پادرازو paderazu » هم فراگو مىشود . ( 2 ) . حلوا ( هلوا halva ) را از تخممرغ و شكر و يا شيرهء انگور و نيز شيرهء توت تهيّه مىكردند و مىكنند . به نوع شكرى آن كه همانند « گز » است مغز پسته يا مغز بادام مىافزايند و به انواعى كه از شيرهء ( توت يا انگور ) درست مىكنند مغز گردو ( جوز jowz ) و يا كنجد ( كنجت konjet ) و يا شاهدانه ( كنو kenow ) بوداده اضافه مىنمايند و آنها را به ترتيب « جوزى » ، « كنجتى » و « كنويى » مىنامند .