جمال رضايى
374
بيرجندنامه ( فارسى )
مىآميختند و با گرماى كم حرارت مىدادند و يك مادّهء غذايى تهيّه مىنمودند و آن مادّه را « فله fele » مىناميدند و مىنامند . « فله » را معمولا با خاكهقند يا شكر و يا شيرهء انگور شيرين مىكردند و نان در آن تريد مىنمودند و مىخوردند . 15 - قروت ( قروتّ qorutt ) : « كشك » را در بيرجند « قروتّ qorutt » مىنامند . « قروت » را از ديرباز از دوغ « مسكه » گرفته تهيّه مىكردهاند و امروز هم مىكنند . بدينسان كه دوغ را مىجوشانند تا سخت غليظ شود ، سپس آن را در كيسههاى پارچهاى مىريزند و آويزان مىكنند تا آبش بچكد ، آنگاه اين مادّه را به « چانه » هاى كوچكى كه « تاله tale » خوانده مىشود تقسيم مىكنند . قروت يكى از موادّ غذايى و از غذاهاى بسيار رايج بيرجند است و از آن به صورتهاى گوناگون استفاده مىكردهاند و مىكنند . قروت انواعى دارد : 1 - 15 - قروت افغانى ( قروتّ اوّقانى qorutte owqoni ) : اين نوع قروت به شيوهء « افغانى » يا « بلوچى » تهيّه مىشود و به همين جهت به آن « اوّقانى owqoni » يا « بلوچّى balucci » مىگويند . براى درست كردن آن ، دوغ مسكه گرفته را در ديگهاى بزرگ مسى مىجوشانند و تبديل به قروت مىكنند . رنگ اين نوع قروت سفيد است . 2 - 15 - قروت ديگ چدنى ( قروتّ داك چودنى qorutte dek cudani ) : اين نوع قروت را در ديگ چدنى تهيّه مىكنند و رنگ آن بنفش بسيار پررنگ و نزديك به سياه مىباشد . اين قروت بسيار مرغوب است . « قرهقروت » كه در فرهنگنامههاى فارسى گاه به معنى « آب قروت » و گاه به معنى « قروت سياه » ضبط شده قاعدتا بايد اين « قروت » باشد . نه « آب قروت » . 3 - 15 - قروت ماستى ( قروتّ ماسى qorutte masi ) : اين قروت را از « شيراز » تهيّه مىكنند . بدينسان كه « شيراز » را مىجوشانند تا غليظ شود و مقدار زيادى نمك و گاه زيره به آن مىافزايند . وقتى كه به صورت خمير غليظى درآمد آن را از « چرخ گوشت » رد مىكنند . خمير قروت به شكل لولههاى باريكى ( به قطر دو تا سه ميليمتر ) از چرخ خارج مىشود . اين رشتهها را روى پارچهء سفيد تميزى پهن مىكنند تا خشك شود . به اين قروت « ماستى » ( ماسى masi ) مىگويند و اگر زيره هم به آن افزوده شده باشد « قروت