جمال رضايى

345

بيرجندنامه ( فارسى )

آنان پذيرايى مىشد و پس از مدّت كوتاهى بسيارى از مشايعان مىرفتند . آنگاه عروس و داماد به « حجلهء بخت » هدايت مىشدند و « مشّاطه » كه مىبايست خبر « دوشيزه بودن » عروس را اعلام مىنمود اين خبر را با شعف و شادى به چند تن از زنان بزرگ دو خانواده - كه در نزديكىهاى حجله در انتظار مىبودند - اطّلاع مىداد و همان شب خبر « دوشيزه بودن » عروس را به مادرش اعلام و « نشانه دوشيزگى » وى را نيز به مادر ارائه مىنمود و مژدگانى شايسته‌اى دريافت مىداشت و از آن پس داماد به لقب « شاه‌داماد » ( شاداماد sadomad ) ملقّب مىگرديد . « شاه‌داماد » صبح آن شب به ديدن و دستبوسى پدر عروس مىرفت و عروس نيز پس از چند روز كه مراسم « پاتختى » برگزار مىشد و شرم دخترانهء وى كاهش مىيافت به عنوان « پاگشا » ( پاگشا pagosa ) به خانهء پدر خود و پدر داماد و خويشاوندانش مىرفت و از آنها بازديد مىنمود . جشن عروسى و مراسم « پاتختى » دو تا سه روز عصر هنگام برگزار مىشد و ادامه مىيافت . زنانى كه براى شركت در جشن دعوت مىشدند و به آنها « دعوتى » ( داوتى davati ) مىگفتند در مجلس - با لباس‌هاى آراسته - حاضر مىشدند ، زنان و دختران دو خانواده نيز آراسته و « بساخته » « 1 » ( واساخته vasaxte ) در جشن شركت مىكردند به اين عدّهء « بساختنى » ( واساختنى vasaxtani ) مىگفتند . چون در آن سال‌ها همهء زنان و دختران چادر به سر مىكردند و چادرهايشان اكثر از چلوار ضخيم « 2 » و سنگين بود براى حضور در اين جشن يا خودشان چادرهاى زينتى نازكى همراه مىآوردند و يا از چادرهايى كه عروس به همين منظور تهيّه كرده بود استفاده مىنمودند و چادرهاى خود را عوض مىكردند و به اصطلاح سرشان را « سبك » مىنمودند . در مراسم « پاتختى » و مجالس جشن زنان حق حضور داشتند و تنها مردى كه در مجلس مىتوانست حاضر شود « داماد » بود كه او را با عروس بر « تخت » مىنشاندند . در آغاز برنامه ابتدا با شربت و پس از آن با چاى و شيرينى از مهمانان پذيرايى مىكردند و پس از آن بزن و بكوب و رقص و پاىكوبى و دست‌افشانى شروع مىشد . رقص زنانهء بيرجند رقص خاصّى بود و هست بدين ترتيب كه رقصندگان در يك دايره به حركت درمىآيند و با آهنگ « دايره »

--> ( 1 ) . « بساخته » در زبان فارسى به معنى « آراسته » است ، چون يكى از معانى « ساختن » « آراستن » مىباشد . رودكى گويد : با مى چونين كه سالخورده بود چند * جامه بكرده فراز پنجه خلقان مجلس بايد بساخته ملكانه * از گل و ز ياسمن و خيرى الوان و واژه گويشى « وا ساخته vasaxte » درست برابر آن است . ( 2 ) . به اين چلوار در گويش بيرجند « قميص » ( قميس qamis ) گفته مىشود .