جمال رضايى
340
بيرجندنامه ( فارسى )
مراسم عقد آماده مىشد ، زنان نزديك دو خانواده و مهمانانشان در خانهء پدر عروس گرد مىآمدند ، سفرهء عقد در خانهء عروس انداخته مىشد ، آنچه روى اين سفره مىچيدند عبارت بود از : آينهء بخت عروس و دو شمعدان مخصوص آنكه در دو طرف آن مىگذاشتند ، دو لاله كه هنگام خواندن صيغهء عقد آنها را روشن مىكردند و در دو سوى شمعدانها مىنهادند . يك جلد كلام اللّه مجيد كه در جلوى آينه گذاشته مىشد ، يك جا نماز ( سجّاده ) كه معمولا ترمه و يا از پارچهاى فاخر و گرانبها تهيّه شده بود ، يك پياله يا ظرف كوچك عسل ، يك « كاسه نبات » ، يك ظرف نقل و نبات بههم آميخته ، يك ظرف شير ، يك قاب شيرينى ، يك نان سنگك ، يك گلابپاش پرگلاب ، يك كاسه يا ظرف بلورى پرآب شيرين كه روى آن برگ سبزى مىانداختند ، يك ظرف كه چند تخممرغ آبپز در آن مىگذاشتند ( تخممرغها را به رنگهاى گوناگون رنگ مىكردند ) ، تعدادى قالب صابون كه در ظرفى قرار داشت . يك بشقاب يا كاسه پرحنا ، دو كلّه قند بزرگ و سالم و درست و اگر فصل گل بود چند شاخه گل . . . « 1 » مهمانان مرد در خانهء پدر داماد جمع مىشدند و علاوهبر آنان دو نفر روحانى به نام « عاقد » براى بستن عقد و خواندن صيغهء عقد به عنوان طرفهاى ايجاب و قبول نيز دعوت مىشدند و در مجلس حضور مىيافتند . يكى از آن دو نفر از پسر مىخواست كه وى را به وكالت خود انتخاب كند تا دختر مورد نظر را با مهريّه و شرايطى كه پيشتر مورد توافق قرار گرفته بود برايش عقد نمايد و ديگرى به خانهء پدر دختر مىرفت . دختر كه ديگر « عروس » ناميده مىشد آراسته در اتاقى كه سفرهء عقد را انداخته بودند روى به قبله بر روى يك زين اسب كه پارچهاى زينتى رويش كشيده شده بود ( يا روى يك بالش زينتى آراسته ) مىنشست و قرآنى باز ( سورهء مباركهء يس ) روى دامنش مىنهادند و انتظار رسيدن عاقد را مىكشيد . در اتاق عقد عدّهاى از زنان و دختران دو خانواده و مهمانهاى آنها حضور مىيافتند و همه منتظر رسيدن عاقد بودند . عاقد كه مىرسيد پشت در اين اتاق مىنشست و چندبار ( معمولا سهبار و گاهى تا هفتبار ) شرايط عقد و اقلام و ارقام مهريّه را بازگو مىنمود و هربار رضايت و « بله » ى عروس را جويا و خواستار مىشد و اجازه مىخواست كه او را به عقد پسر مورد نظر كه نامش را بر زبان مىآورد درآورد . در مدّتى كه عاقد به بازگو كردن آن مطالب مشغول و عروس در كنار سفرهء عقد - به گونهاى كه قبلا ياد شد - نشسته بود چند زن از حاضران كه گاهى جاى خود را به ديگران مىدادند پارچهء سفيد نازكى بالاى سر عروس مىگرفتند . در گرفتن و نگهداشتن اين پارچه دختران جوان هم شركت مىكردند و چند بانوى « سفيدبخت » به اجراى يك رسم ويژه
--> ( 1 ) . جنس و محتواى سفرهء عقد به نسبت توانايى و طبقهء خانوادههاى عروس و داماد متفاوت بود و ممكن بود مفصّلتر و گرانبهاتر و يا مختصرتر و ارزانقيمتتر باشد .