جمال رضايى
291
بيرجندنامه ( فارسى )
نوعى پارچهء خاكىرنگ گفته مىشود . تخم پنبه را از نيمهء برج حمل ( فروردين ) تا پايان آن برج مىكارند و « غوزهء » آن را در اواسط پاييز و برج عقرب ( آبان ) مىچينند . غوزههاى پنبه را هميشه سرماى بىهنگام پاييزى تهديد مىكند . موقع كاشتن تخم پنبه را « پنبهكار » و هنگام چيدن غوزهء آن را « پنبهچين » ( پمبهچى [ ن ] pambe ci [ n ] ) مىنامند و در اين دو موقع منتظر باران هستند و آن را لازم مىدانند « 1 » . پنبه از صادرات مهم و بسيار باارزش بيرجند بوده و هست . 5 - 1 - شلغم : يكى از محصولات مهم كه در زندگى مردم بهويژه كشاورزان و روستاييان تأثير بسيارى داشت و دارد « شلغم » است . شلغم در زمستان بهترين خوراك براى گوسفندان است و پختهء آن را خود مردم نيز بهعنوان يك مادّهء غذايى بهويژه صبحها مىخورند بهعلاوه شلغم پخته را خشك مىكنند و بعد مىخورند . شلغم و چغندر پختهء خشكشده را « پختيك poxtik » و يا « پختوك poxtuk » مىنامند . « پختيك » يكى از موادّ خوراكى و غذايى باارزش روستاييان و كشاورزان آن منطقه مىباشد . شلغم را پس از چلّهء تابستان مىكارند و در اواخر پاييز از زمين درمىآورند و « مىكنند » . هنگام كاشتن تخم شلغم را « شلغمكار » و هنگام « كندن » و از زمين درآوردن آن را « شلغمكن ( شلقم كه [ ن ] salqam ke [ n ] ) مىگويند . برگهاى نازك شلغم را در روغن تفت مىدهند و با آرد گندم خمير مىكنند و از اين خمير نوعى نان ( فطير ) مىپزند كه به آن « پتير شلقمى » ( پتير برگ شلغم ) يا « پلاسى » ( پلاسى palasi ) مىگويند « 2 » . 6 - 1 - زردك : زردك يا هويج مانند شلغم پس از چلّهء تابستان كاشته مىشود و در اواخر پاييز و اوايل زمستان آن را از زمين « مىكنند » و بيرون مىآورند . زردك را هم خام مىخورند و هم پخته ، هم مردم مىخورند و هم به گوسفندان مىدهند . 7 - 1 - چغندر : چغندر از جهاتى از شلغم و زردك مهمتر است زيرا هم بزرگتر است و هم موادّ غذايى بيشترى دارد . چغندر در زمستان بهترين خوراك براى ستوران و مواشى است و پختهء آن را
--> ( 1 ) . دو باران نافع بيايد بهكار * يكى پنبهچين و دگر پنبهكار ( 2 ) . نك : پتير برگ شلغم . ص 365 .