جمال رضايى

255

بيرجندنامه ( فارسى )

كرده بودند كه در هركدام يك پزشك و يك كارورز به كار مشغول بودند و مراجعان بيمار را در حدّ توان خود درمان مىنمودند و به آنان داروى رايگان مىدادند و از اين طريق در دل مردم « راهى » باز مىكردند و چون اين دو كنسول‌گرى در همهء امور باهم رقابت مىكردند در اين مورد هم رقيب يكديگر بودند و سعى مىكردند كه خدمت بيشترى بكنند تا « محبوب » تر باشند . استاد دكتر گنجى در اين‌باره مىنويسند : « هريك از دو كنسول‌خانه يك درمانگاه و داروخانه داشت كه تنها مركز مراجعهء بيماران مختلف بود كه دسته - دسته بدانها رو آورده مداوا و داروهاى مختلف دريافت مىكردند » « 1 » . قديمىترين درمانگاه‌هاى بيرجند همين دو درمانگاه بودند كه بيگانگان در بيرجند داير كرده بودند و جز آن دو و ادارهء بهدارى تا سال‌ها درمانگاهى در بيرجند نبود . نخستين درمانگاه و بيمارستان را « ارتش » در بيرجند تأسيس نمود و نخستين رييس آن همان « سروان دكتر محمود نيكنام » بود . اين مركز درمانى كه به نام « بهدارى هنگ 15 سوار » خوانده مىشد هم يك درمانگاه داشت كه بيماران سرپايى ارتش را معالجه و احيانا « پانسمان » مىكرد و هم يك بيمارستان چند تختخوابى كه نظاميان بيمار را در آنجا بسترى مىكردند . اين بيمارستان عبارت بود از چند اتاق كه در هركدام چند تخت گذارده بودند . اين درمانگاه و بيمارستان چنان‌كه ياد شد ويژهء نظاميان بود ولى در مواقع ضرورت و اضطرار به غير نظاميان نيز گاهى خدماتى مىكرد كه در جاى خود بسيار باارزش بود . چندين سال بعد ادارهء بهدارى بيرجند يك درمانگاه در كنارهء شمالى « رود » ( نزديك قبرستان ) تأسيس و داير كرد كه به بيماران سرپايى خدمت مىكرد . در يكى دو دههء نخستين اين سده جز مراكزى كه ياد شد پايگاه درمانى خاصّى در بيرجند نبود ، از اين لحاظ « شوكت الملك علم » به فكر افتاد كه يك « بيمارستان » در بيرجند تأسيس كند و چون مصمّم بود ادارهء مدارس شوكتيّه را به وزارت معارف ( فرهنگ ) واگذار نمايد تصميم گرفت هزينهء ادارهء آنها را به كار بهداشت و درمان و ايجاد بيمارستان اختصاص بدهد و داد . شادروان محمد على منصف در اين مورد مىنويسد : « . . . لذا مرحوم امير به فكر افتاد كه با واگذارى مدارس شوكتيّه به وزارت معارف بودجهء مربوطه را صرف امور ديگرى از قبيل بهداشت و درمان در حوزهء قاينات كند و از اينجا فكر ساختمان بيمارستان شهر بيرجند در انديشهء او قوّت گرفت چرا كه در آن زمان در قاينات يك سازمان مناسب بهداشتى و درمانى وجود نداشت . . . » « 2 » . اين بيمارستان پس از مرگ « امير » براى بهره‌بردارى آماده شد و آن را به نام

--> ( 1 ) . گنجى . دكتر محمّد حسن . « نامه‌هايى از قهستان » . يادداشت شماره 3 پانويس . صفحه 140 . ( 2 ) . منصف . محمد على . « امير قاين » . صص 136 - 135 .