جمال رضايى
240
بيرجندنامه ( فارسى )
اين گويش دانست « 1 » . در اين دورهء تحوّل مهاجران روستايى كه به بيرجند آمده بودند هنوز به گويشهاى خود و زادگاهشان تكلّم مىكردند و از سخن گفتن آنان به آسانى خاستگاهشان شناخته مىشد « 2 » ؛ همچنين مردم محلّههاى مختلف شهر با گونههايى متفاوت از گويش بيرجند سخن مىگفتند و مثلا گويش ساكنان محلّههاى بزرگ « سر ده » ، « ته ده » ، « خيرآباد » و « گبرآباد » تفاوتهايى داشت كه براى همگان آشكار بود و مردم از حرفزدن هركس محلّه و محلّ سكونت او را باز مىشناختند . ولى اندكاندك و با گذشت زمان و زير تأثير عوامل اجتماعى و آميزش و ارتباط مردم تفاوتها كاستى و مشتركات فزونى گرفت و گويش بيرجند به گونهاى تقريبا همسان و تا اندازهاى يكدست درآمد كه با تحوّلاتى هماكنون نيز گويش رايج مردم اين شهر است ، گرچه با شتاب ويژگىهاى گويشى خود را از دست مىدهد . « گويش بيرجند » يكى از گويشهاى غنى ، توانا ، پاك و شيرين زبان فارسى است . * غناى گويش بيرجند در واژگان « 3 » آنست . اين گويش از لحاظ شمار واژهها و تنوّع آنها يكى از گويشهاى پرمايهء زبان فارسى است . كوهستانهاى بزرگ ، دشتهاى فراخ ، جلگههاى گسترده ، آب و هواهاى گرم و معتدل و سرد ، گياهان ، درختان ، محصولات ، جانوران و حيوانات وحشى و اهلى ، عوامل طبيعى مانند باد و توفان و ابر و رعد و برق و باران و برف و تگرگ و سيل و . . . و بسيارى عوامل ديگر چون دامدارى ، كشاورزى ، صنايع و پيشههاى گوناگون ، نوع زندگى مردم و آنچه بدان وابسته است ، آداب و رسوم و . . . همه و همه باعث پيدا شدن و پديد آمدن شمار زيادى واژه در گويش بيرجند و گويشهاى دور و نزديك آن شده است و بسيارى از اين واژهها با مهاجرت روستاييان و يا ارتباط و دادوستد و پيوستگى آنان با شهريان به گويش بيرجند راه يافته و موجب غناى آن شده و آن را به گونهء يك گويش « غنى » درآورده است . بسيارى از اين واژهها نه تنها زنده بلكه كارا هستند و بىترديد زبان فارسى در واژهيابى و واژهگزينى و واژهسازىهاى جديد خود مىتواند از آنها بهرهء بسيار ببرد و خيلى از نيازهاى خود را از اين راه برآورده كند « 4 » .
--> ( 1 ) . نك : پيشگفتار « واژهنامهء گويش بيرجند » و نيز پيشگفتار « بررسى گويش بيرجند » از همين نويسنده . ( 2 ) . نك : « جمعيّت و ويژگىهاى نژادى و . . . » فصل يك از همين جستار . صص 221 - 215 . ( 3 ) . « واژگان » به مجموعهء واژههاى يك زبان يا يك گويش يا مجموعهء واژههايى كه يك شخص يا اهل يك حرفه ، فن ، صنعت و علمى بهكار مىبرند اطلاق مىشود . ( 4 ) . نگارنده بيش از پانزدههزار از واژهها و تركيبات گويش شهر بيرجند و پيرامون آن را ( تا شعاع 15 كيلومتر ) گردآورى