جمال رضايى

221

بيرجندنامه ( فارسى )

اگر مجرم يا خاطى و خلافكار به تحمّل ضربات شلّاق و چوب محكوم شده بود رأى صادره دربارهء او را يا در محوّطه‌اى محصور كه به اين امر اختصاص داشت اجرا مىكردند و يا در ميدان « چهاردرخت » وى را به يكى از آن چهار درخت مىبستند و او را شلّاق مىزدند و اين كار را براى عبرت ديگران مىنمودند . معمولا كسانى كه به « فلك شدن » و چوب « 1 » خوردن محكوم مىشدند در همان محلّ مخصوص تنبيه مىگشتند و آن‌هايى كه به خوردن شلّاق محكوم مىگشتند در « ميدان چهاردرخت » كيفر مىديدند .

--> ( 1 ) . به جاى « چوب » در اين مورد از « تركه‌هاى درخت انار » استفاده مىكردند كه ضربات آن از شلّاق كارىتر بود . به اين تركه‌هاى انار در بيرجند « گز » ( گز انار ) مىگفتند و مىگويند . خطاكار يا مجرم فلك‌زده‌اى كه با « فلك » و « گز » كيفر ديده بود بر اثر ضربات « گز » سخت مجروح ، خونين و متورّم مىگشت و براى بند آمدن خون و فرونشستن تورّم و تسكين درد آن‌ها « چوب خوردهء » نگون‌بخت را به اصطبلى كه در نزديكى « كيفرگاه » بود مىبردند و پاهايش را در زير پهن به همان حال خود مىگذاشتند تا بر اثر گرم شدن از ناراحتىهاى وى كاسته شود ! ! اين نوع مجازات يا تنبيه به « شكنجه » دادن همانندتر بود تا به « كيفر » دادن . نگاه كنيد به همان كتاب « نامه‌هايى از قهستان » . صفحهء 30 .