جمال رضايى

210

بيرجندنامه ( فارسى )

وجود دارد كه به نام « كلاتهء ميرحسن » ( كلاتى ميرسن kelatey m [ i ] resan ) موسوم بود و هنوز هم به همين اسم خوانده مىشود . در شمال زمين‌هاى زراعتى اين روستا كه اندكى بلند و تپّه مانند است يك آسياى بادى بود كه ندرتا ( اگر باد تندى مىوزيد ) كار مىكرد . يادداشت - در دهه‌هاى اخير - پس از پيدايى و رونق آسياهاى موتورى - آسياهاى آبى و بادى از رونق و اندك‌اندك در همه‌جا از كار افتادند و از آن جمله آسياهايى كه از آن‌ها ياد كرديم يكى پس از ديگرى تعطيل شدند . 3 - 12 - آسياهاى دستى ( دستاس‌ها ) : علاوه‌بر آسياهاى آبى و بادى در آن زمان نوعى آسياهاى كوچك دستى هم داشتند كه بسيار مشكل‌گشا بود . اينها آسياهاى بسيار كوچكى بودند كه از دو سنگ گرد و قطور و آژده‌دار ساخته مىشدند . در ميانهء سنگ زيرين يك محور چوبى نصب مىكردند كه سنگ بالايى - كه سوراخى در ميان آن بود - بر روى اين محور روى سنگ زيرين قرار مىگرفت و اهرمى يا دسته‌اى چوبى نيز در كنار سنگ رويى نصب مىنمودند كه با آن دسته سنگ رويى را به دور محور و روى سنگ زيرين به حركت در مىآوردند و مىگرداندند . دانه‌هايى را كه مىخواستند آرد يا بلغور ( قلور qolur ) كنند از بالاى سوراخ سنگ رويى به درون آسيا مىريختند و با گرداندن سنگ آن‌ها را آرد يا بلغور مىنمودند . اين « آس » هاى كوچك دستى را كه در فارسى « دستاس » نام دارند در گويش بيرجند به اختصار « دستى » ( دستى dasti ) مىنامند . « دستى » از ابزارهاى لازم زندگى آن روز مردم - به‌ويژه روستاييان و كشاورزان بود - و در بيشتر خانه‌ها پيدا مىشد . 4 - 12 - خراس‌ها : « خراس » نوعى « آس » و « آسيا » ست كه « خر » يا « گاو » آن را مىگرداند و اختصاص به گرفتن روغن از دانه‌هاى روغنى دارد . اين خراس‌ها در همه جاى ايران بوده ولى اندك‌اندك متروك شده است و چون همگان از اجزاء و ابزارها و طرز كار و نوع بهره‌بردارى از آن آگاهى دارند نيازى به شرح ندارد . در آن هنگام در شهر بيرجند دو خراس وجود داشت كه با « گاو » كار مىكردند يكى متعلّق بود به شخصى به نام « كربلايى حسن » ( كبل سن kable san ) كه به كربلايى حسن خراسى