جمال رضايى

198

بيرجندنامه ( فارسى )

شرق به غرب عبارت بودند از : 1 - 4 - 8 - كل بىبى بگم ( كل بىبى بگم kole bibi bagom ) : نزديك به مظهر قنات قصبه و روبروى در حسينيّهء شوكتيّه قسمتى از جوى آب پهن و گود بود و در كناره‌هاى آن تخته‌سنگ‌هايى نصب شده بود كه مردم لباس‌هاى خود را روى آن‌ها مىشستند . به اين قسمت از جوى قصبه كه پهن‌تر و گودتر از ساير قسمتها بود « كل بىبى بگم » گفته مىشد . اين « كل » ديگر وجود ندارد . 2 - 4 - 8 - كل سر آب ميان ده ( كل سر اوّ مين دا kole sor ow meyon de ) : در ميدان « سر آب ميان ده » ( چهار درخت ) آنجا كه آب « قصبه » از آن مىگذشت يك « كل » گود وجود داشت كه از شمال و جنوب چند پله به پايين مىخورد و مردم براى برداشتن آب ، وضو گرفتن و شستن ظرف و لباس از آن استفاده مىكردند « 1 » . 3 - 4 - 8 - كل لب جوى گسكى ( كل لوّ جو گسكى kole low ju gaski ) : در ميدانى كوچك لب جوى گسكى - در مقابل در ورودى مسجد « آيتى » - يك « كل » بود كه آب قصبه از آن مىگذشت و مردم از آب آن استفاده مىكردند « 2 » . 4 - 4 - 8 - كل لب جوى خران ( كل لوّ جو خرا [ ن ] kole low ju xaro [ n ] ) : اين « كل » در ميدان لب جوى خران واقع بود و جو در آن نقطه عريض و نسبتا پهن مىشد و بيشتر از آن براى آب دادن خرها و گاوها و . . . استفاده مىشد و به آن « كل خران » ( كل خرا kole xaro [ n ] ) هم مىگفتند « 3 » . 5 - 4 - 8 - كل بانو جوجه ( كل بانو جيجه « 4 » kole banu jije ) : در جايى كه آب قنات « كوشه » وارد « كشمان » مىشد ، جوى آب پهن و گود مىگشت و يك

--> ( 1 ) . نك : ميدان سر آب ميان ده . ص 95 . ( 2 ) . نك : ميدان لب جوى گسكى . ص 97 . ( 3 ) . نك : ميدان لب جوى خران . صص 97 - 96 . ( 4 ) . واژهء « جوجه » در گويش بيرجند - به‌خصوص در گذشته‌هاى دور « جيجه » فراگو مىشده و پيداست « بانو » يى كه اين « كل » به‌نام او خوانده شده بسيار كوچك‌اندام بوده است . « جيجه » در اين تركيب با تشديد « جيم » يعنى « جيجّه jijje » فراگو مىشود .