جمال رضايى

193

بيرجندنامه ( فارسى )

فصل هشت پاياب‌ها - چاه‌پاياب‌ها - جوها - كل‌ها در بيرجند آن زمان چند « پاياب » و « چاه‌پاياب » و « جو » و « كل » وجود داشت كه مردم براى مقاصد گوناگون از آب آن‌ها استفاده مىكردند و ما همهء آن‌ها را در اين جستار و در اين فصل معرّفى مىنماييم : 1 - 8 - پاياب‌ها : واژهء « پاياب » فارسى در گويش بيرجند « پايوّ payow » تلفّظ مىشود . اين واژهء مركّب كه از دو كلمهء « پاى » و « آب » تركيب شده در فارسى رسمى به چند معناى نزديك به‌هم به‌كار مىرفته و مىرود و در فرهنگ‌ها و لغت‌نامه‌ها نيز ضبط شده است از جمله : بن آب ، قعر آب ، تگ دريا ، بن آب كه پاى بر زمين رسد ، حوض ، ته حوض و دريا ، گذرگاه آب ، چاه و آب‌انبارى كه زينه‌پايه‌ها بر آن ساخته باشند تا مردم به آسانى آب از آن بردارند ، چاهى كه زينه‌پايه بر آن بسته باشند تا به آسانى به ته رفته آب بردارند و بسيارى معانى ديگر از اين قبيل « 1 » . ولى در گويش بيرجند از ديرباز « پايوّ » اختصاصا به « مرده‌شوىخانه » اطلاق مىشده و هنوز هم مىشود . بناى پاياب‌ها در بيرجند و محدودهء مورد سخن ما تناسب‌هايى با معانى فارسى آن دارد امّا پاياب كاربرد عامّ خود را از دست داده و از گذشته‌هاى دور تنها به حوض مانندى يا جويى سرپوشيده اطلاق مىگرديده و مىگردد كه مردگان را در آن مىشسته و غسل مىداده‌اند . اين حوض‌ها را معمولا در مظهر قنات احداث نمىكرده‌اند بلكه آن‌ها را در پايان گذرگاه

--> ( 1 ) . نك : « لغت‌نامهء دهخدا » . زير واژهء « پاياب » .