جمال رضايى

186

بيرجندنامه ( فارسى )

فصل شش آب لوله‌كشى وضع آب آشاميدنى بيرجند تا سال 1302 همان بود كه در صفحات پيش - به‌ويژه در فصل چهار اين جستار - گفته شد . در اين سال به ابتكار و همفكرى « شوكت الملك » و بزرگانى چون « ميرزا محمّد ولى خان اسدى » و يارى توانگران و بزرگان ، شهر بيرجند لوله‌كشى شد . بدينسان كه « شوكت الملك » پس از مشورت و تبادل نظر با عدّه‌اى از بزرگان و سرشناسان بيرجند چند تن از توانگران و بازرگانان و ملّاكان بزرگ را دعوت كرد و در آن نشست فكر و تصميم خود را با آنان در ميان گذاشت و آنان را به يارى طلبيد . اين فكر و تصميم مورد استقبال آن اشخاص قرار گرفت ، خود « امير » مبلغ پنجاه‌هزار ريال - كه در آن زمان مبلغ كرامندى بود - پرداخت و حاضران هم - هركس به قدر همّت و توانايى خود - مبالغى تعهّد كردند كه به اين كار خير و بزرگ كمك كنند و بدين ترتيب هستهء اوليّهء « بنگاه آب لولهء بيرجند » شكل گرفت و سرمايهء اوليّهء آن هم تأمين گشت . براى اجراى امر كميسيونى به رياست « شوكت الملك » و عضويّت چند تن از اعانه‌دهندگان تشكيل شد كه اعانه‌ها را جمع‌آورى نمود . اين كميسيون پس از بررسى لازم تصميم گرفت قنات « علىآباد » را كه در حدود 10 كيلومترى جنوب شرقى بيرجند واقع است خريدارى كند و آب آن را با لوله به شهر بياورد . سبب اين انتخاب دو عامل بود : يكى اين‌كه ارتفاع « علىآباد » از بلندترين نقطهء تپّه‌هاى شهر بلندتر است و آب آن بر تپّه‌ها سوار مىشود ، ديگر اين‌كه آب آن قنات شيرين و بسيار گواراست . اين تصميم عملى شد ، چند تن از كسانى كه در آن ده شريك بودند سهام خود را رايگان در اختيار كميسيون گذاردند و كميسيون از محلّ اعانات مقدارى از