حسين مدرسى طباطبائى

71

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

سرپرست آن به شمار مىرفته‌اند . ليكن بايد توجه داشت كه القابى از قبيل بيك و خان و درويش و نظاير آن در آن عصر - آن‌چنان كه در دوره‌هاى بعد رايج گرديد - منحصر به غير سادات نبود . در تذكرهء شاه طهماسب هست كه يكى از سادات مرعشى مازندران در سال 932 از جانب او به لقب خانى ملقب گرديد « 1 » و اطلاق اين لقب بر افرادى از سادات در آن عهد و همچنين در دوره‌هاى قاجار بسيار ديده مىشود « 2 » . نام درويش بيك از سادات مرعشى قزوين كه در سال‌هاى 1020 و 1023 به رسالت به روم و دكن فرستاده شد و در مورد اخير فرزندش « محمدى بيك » پس از مرگ پدر عهده‌دار آن خدمت گرديد پيش از اين گذشت . بنابراين ، اين سه تن مىتوانند از همين خاندان باشند . 14 ) مير عبد القادر مرعشى نوادهء مير عبد المطلب ( گويا فرزند مير فخر الدين محمد فرزند او ) كه در سال 1052 متولى آستانه بود « 3 » . 15 ) مير محمد نصير فرزند مير عبد القادر مرعشى متولى آستانه در سال 1094 « 4 » . فرمانى مورخ صفر 1103 از شاه سليمان در واگذاردن توليت آستانه شاهزاده حسين به وى در دست است كه در اسناد آينده مىبينيم « 5 » . 16 ) مير فخر الدين محمد فرزند ديگر مير عبد القادر مرعشى كه در سال 1094

--> ( 1 ) . تذكرهء شاه طهماسب : 13 . ( 2 ) . يك نمونهء مشهور آن سيد على خان شوشترى حويزى دانشمند مشهور دورهء صفوى ، و شارح صحيفهء سجاديه و صمديهء نحو ، و نگارندهء سلافة العصر و الدرجات الرفيعه و جز اينهاست . نيز نجف خان صدر شاه سليمان كه از سادات حسينى است و غير اينان . ( 3 ) . اسناد شمارهء 21 و 24 . ( 4 ) . سند شمارهء 24 . ( 5 ) . سند شمارهء 25 .