حسين مدرسى طباطبائى

422

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

پدر رعيت و نوكر و مالك رقاب امم گردانيد بر خود لازم مىدانيم كه عموم نوكر و رعيت ممالك محروسهء ايران در مهد امن و امان غنوده و ابدا از جانب احدى چه حكام و چه عمال و چه كارگزاران و چه كدخدايان و چه مأمورين ديوانى و حكومتى به قدر ذره‌اى تعدى و بىحسابى و اجحاف علاوه بر ماليات و فروعات مقررهء دفترى به هيچ اسم و رسم بر كسى از نوكر و رعاياى قراء و بلوكات و غيره وارد نيايد . لهذا در اين سال فرخنده فال‌ئيلان ئيل اين فرمان همايون صادر و مقرر مىشود كه حكام و مباشرين امور ديوانى قريهء شادات من محال زهرا من اعمال قزوين بدانند كه ماليات قريهء مزبوره را ديوانيان عظام از دفترخانهء مباركه اصلا فرعا از قرار تفصيل ذيل مشخص و معين كرده‌اند ، نبايد حبه و دينارى به هيچ اسم و رسم زياده بر آن مطالبه و معامله ننمايند : [ نقد : هشت تومان و شش هزار و پانصد و پنج دينار ، جنس : سه خروار اصل - نقد : شش تومان و شش هزار و پنجاه دينار / جنس : سه خروار فرع - دو تومان و چهارصد و پنجاه و پنج دينار . . . . . . . . . . ماليات قريهء شادات اصلا فرعا مبلغ هشت تومان و شش هزار و پانصد و پنج دينار نقد و مقدار سه خروار به وزن تبريز غله است ] اين يرليغ بليغ و فرمان مبارك سند قريهء مزبوره است كه اگر حكام و مباشرين جزو اعم از ديوانى و غير ديوانى از كدخدايان و محصلين حكام و غيره بخواهند در عرض سال زياده از آن‌چه در اين فرمان همايون تشخيص يافته است مطالبه نمايند رعايا اذن ندهند و جواب بگويند . و باز مأذون مىباشند كه هركس زياده بر ماليات ديوانى مفصلهء فوق بخواهد چيزى مطالبه كند و شلتاق نمايد رعاياى قريهء مزبوره مأذون و مرخصند كه آن شخص مطالبه‌كننده را هركه مىخواهد