حسين مدرسى طباطبائى

420

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

در اجراء حدود الهيه و تسامح در تنفيذ احكام شرعيه مىشود . بعد از آن‌كه متخاصمان معا در محكمهء مجتهد جامع الشرايط ترافع حضورى كردند و حكم قاطع به صدور رسيد ديگر چه جاى آن است كه اولو الشوكة تعلل بكنند و به ملاحظهء وسايط و شفعاء يا جهت ديگر در احقاق حق و اغاثهء مستغيث و رفع يد عاديه و قطع دابر ظالمين كوتاهى بفرمايند ؟ . دشمنان دين و دولت به همين دست‌آويز است كه مردم را جرى و جسور مىسازند و دهن‌ها را باز و زبان‌ها را دراز مىكنند . اما جواب سؤالات شما آن‌كه : حكم ترافع حضورى شما را از مرحوم خلد مقام حاجى ملا آقا مجتهد خوئينى قدس اللّه تعالى سره كه سابقا هم ديده و امضاء كرده بودم مجددا مطالعه نمودم ، حكمى است تمام و مطاع و تخلف از مفاد آن و ارجاع به مرافعهء مجدد حرام و نوشته‌جات ديگران كه بعد از صدور حكم مزبور است باطل . بر اولياء دولت عليه و متصديان امور عدليه لازم بل واجب است كه حكم مسطور را بدون هيچگونه تعلل و تسويف در موقع اجراء گذارده و حكم اللّه را بيش از اين در عهدهء تأخير و تعويق نگذارند كه اليوم چهار دانگ شنستق عليا وقف است بر آستانهء متبركهء حضرت شاهزاده حسين واقعه در دار السلطنهء قزوين و بايد در تصرف متولى حاليهء اوقاف آن آستانهء شريفه كه جناب مستطاب سيادت و شرافت نصاب آقا سيد على مرعشى سلمه اللّه است بوده باشد و هركس بدون اجازهء معزى اليه تصرف و دخالتى در آن چهار دانگ مذكور بنمايد حرام و موجب سخط حضرت علام عز اسمه خواهد بود . حرره الاحقر الداعى فضل اللّه فى تاريخ شهر شوال المكرم سنهء 1326 .