حسين مدرسى طباطبائى
401
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
النهج الشرعى جارى گرديد . و ايضا سه دانگ عمارت ابتياعى در محلهء درب كوشك خود را كه محدود است به حدود مفصله من محلات دار السلطنهء قزوين : [ حدى به خانهء آقا شيخ هاشم وكيل / حدى به خانهء طهماسب خان / حدى به خانهء يوسف كرد / حدى به خانه ] منتقل نمود به جناب حاجى سيد حسين مزبور به عقد مصالحهء شرعيه به مبلغ معين ده شاهى وجه نقد سياه و به انضمام يك سير نبات شهرى ، و متصالح مزبور قبول مصالحه ، و عقد صلح بينهما جارى و واقع گرديد و مال المصالحه را متصالح مزبور به مصالح مزبور و اصل نمود . و در ضمن عقد لازم و خارج ، حاجى سيد حسين مذكور ملتزم گرديد به التزام شرعى براينكه مادام الحيات مصالح مزبور عمارت در تصرفش باشد و مخالفت از سكنى ننمايد ولو الى پنجاه سال بوده باشد ، ثم بعد از فوت مصالح عمارت مذكوره را وقف به جهت مصالح نمايد و منافع او را بعد از وضع تعميرات عمارت مزبوره به استصواب مستصوبين مزبورين در قريهء كچلگرد خرج تعزيهدارى حضرت سيد الشهداء و نصف منافع او را در آستانهء متبركه صرف روضهخوانى نمايند و اگر مصلحت داند عمارت مزبور را فروخته در عوض دكان خريده وقف نمايد كه منافع بيشتر و بهتر حاصل مىشود منافع دكان را به مصارف مفصله برساند و توليت را مادام الحيات به خود مفوض و مرجوع دارد و بعد از خود به اخوى خود آقا سيد حسن و توليت باغتان مزبورتان فوق سر كذلك مادام الحيات با حاجى سيد حسين مزبور و بعد از فوت ايشان با اخوى ايشان آقا سيد حسن به استصواب مستصوبين نسلا بعد نسل و بطنا بعد بطن الى قيام القائم بحيث لا يباع و لا يورث و لا يرهن . و كان ذلك فى بيست نهم شهر ذى حجة الحرام من شهور المباركه سنهء 1309