حسين مدرسى طباطبائى
302
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
ريخته شده ، ولى فرمان ديگرى كه به تاريخ 938 مورخ است اسم سيد زين العابدين مرعشى مذكور است كه متولى است ) . * فرمان شاه عباس صفوى به تاريخ ذى قعدهء 1016 به شرح آنكه به موجبى كه مثال لازم الامتثال ديوان الصدارة العليه در ضمن صادر گشته عمل نمايند و از مضمون آن مطلقا انحراف نورزند . سيادت پناه مير منصور خادم و درويش كفشدار و جاروبكش و مؤذن و مشعلدار و ساير عمله و فعلهء سركار خود را به عزل سادات عظام مسطور ضمن معزول و به نصب ايشان منصوب و متمكن شناسند . ( شرح مثال ديوان الصداره : چون توليت آستانهء امامزاده به سادات عظام مراعشه متعلق است و از قديم الايام الى الان عزل و نصب خدمه و فعلهء آن سركار منوط به رأى ايشان بوده و همگى آن جماعت به عزل ايشان معزول و به نصب ايشان منصوب بودهاند بنابراين سيادت پناه مير منصور خادم و درويش كفشدار و جاروبكش و مشعلدار و مؤذن و ساير عملهء آن سركار خود را به عزل سادات مشار اليهم معزول و به نصب ايشان منصوب شناسند و بعد اليوم مطلقا بدون اذن و رضايت سادات مذكوره در خدمات آن سركار مداخله ننموده ، به احكام و امثلهء سابق كه در دست داشته باشند يا گذرانند مستند نشوند ) . * فرمان شاه سليمان صفوى به تاريخ 1103 به شرح آنكه چون علوشان سادات مرعشى به اعتبار صحت نسب بر پيشگاه خاطر اقدس ظاهر و هويدا و سلاطين سبق و خواقين سلف از قرار مضامين فرامين و احكام در تعظيم ايشان عنايت بىنهايت مرعى و مبذول و توليت آستانهء مقدس شاهزاده حسين عليه السلام را بطنا بعد بطن مختص ايشان گردانيده ، در اين وقت كه مير محمد نصير كه ثمرى از شجر آن بوستان بوده به پابوس همايون ما استسعاد جسته لهذا رقم