حسين مدرسى طباطبائى

299

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

در حاشيهء نامه مورخ 21 شوال 1271 تنظيم و نوشته شده است . در اين سند مفصل و مفيد كه شرح ماجراى منازعهء ميان سيد احمد و سيد رضى سابق الذكر ( ديباچهء سند 83 ) در سال 1271 است از اسناد طرفين نيز ياد و خلاصهء متن آنها نقل شده است . اسنادى كه در اين نامه ذكر شده همه در اين مجموعه هست جز نوشته‌اى كه به مهر چند تن از علماء قزوين براى سيد نعمت اللّه در دست سيد رضى بوده و فرمان سيف اللّه ميرزا « 1 » مورخ ج 2 - 1271 در باب توليت همين سيد رضى : در سنهء ماضيه بارس‌ئيل عالى جناب آقا سيد رضى ولد مير نعمت اللّه قزوينى در مقام ادعاى توليت و نظارت آستانهء متبركه امام‌زادهء واجب التعظيم و التكريم شاهزاده حسين عليه السلام برآمده ، اخلال در شغل موروثى اقل السادات نموده ، نواب مستطاب سيف اللّه ميرزا نيز به محض ادعاى مشاراليه بىآن‌كه غوررسى فرمايند و يا آن‌كه ملاحظهء شرايط واقف را نمايند اقل السادات را از شغل چندين سالهء آبا و اجدادى خود منع نموده ، رقم به مشاراليه داده بود . تا در اين اوقات كه اقل السادات و آقا سيد رضى به دار الخلافه آمده مراتب عرض شد ، بندگان عالى محض احقاق حق از طرفين اسناد شرعى و عرفى بر طبق عرض و مدعاى خود خواستيد . آقا سيد رضى به موجب تفصيل اسناد ابراز

--> الحسينى 1246 » ( ببينيد پايان ديباچهء همين بخش از مجموعهء حاضر در سخن از دو مجموعهء اسناد ديگر مربوط به قزوين ) . ( 1 ) . فرزند فتحعلى شاه كه در سال 1271 حاكم قزوين و در همين سال پس از اندكى حاكم ملاير و تويسركان شد و به آن صوب رفت ( بامداد 2 : 134 - 135 ) .