حسين مدرسى طباطبائى

267

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

عرض ايستادگان پايهء سرير عرش نظير بندگان اعلى حضرت قدر قدرت قضا بطنت سكندرشان سليمان نشان جم فرمان كى دربان قيصر پاسبان اقدس ارفع اعلى روحى فداه مىرساند كه قربان خاك پاى جواهرآساى مباركت شوم چون به علت كردى در هر محله قراردادى به جهت خانه نزول مجله نموده‌اند و از جمله در محلهء پنبه‌ريسه قرارداد چنين است كه هر سه چهار خانه يك خانوار را جا و مكان بدهند و كمترين دعاگو با دو سه نفر ديگر كه بايست به شراكت يكديگر يك خانه به ايلات كردى بدهم و خانهء كمترين را خالى نموده به تصرف ايشان داده و قرارداد فى ما بين چنين شده كه يك سال كمترين دعاگو جا داده ، بعد را شركاء هريك به قدر حصهء خود جا بدهند و حال مدت ده سال مىباشد كه كردى در خانهء كمترين مسكون و شركاء به هيچ‌باب به ايشان جا نداده و دينارى هم به علت كرايه شركاء به كمترين نداده‌اند و خانهء كمترين بالمره خراب شده است . استدعا از مكرمت بىكران شاهى آن است كه فرمان مبارك مطاع آفتاب شعاع به سرافرازى عالىجاه رفيع جايگاه محراب خان نايب دار السلطنهء قزوين شرف صدور يابد كه به حقيقت مراتب معروضه رسيده ، خانهء كمترين را به تصرف كمترين داده ، از قرارى كه كمترين جا داده‌ام ساير شركاء نيز موافق رسد خود خانوار را برده در خانهء خود جا داده باشند . چون مراتب مزبور واجب بود جسارت به عرض شد . باقى امركم الاشرف المطاع مطاع مطاع . [ متن فرمان : ] بسم اللّه شأنه العزيز الملك للّه تعالى - حكم همايون شد آن‌كه چون سيادت پناه صاحب عريضه به شرح مسطور متن عرض و استدعا نموده است لهذا امر و مقرر مىشود