حسين مدرسى طباطبائى
256
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
و واقف رحمه اللّه توليت شرعى را نسلا بعد نسل و بطنا بعد بطن و صلبا بعد صلب به آبا و اجداد كمترين گذاشته كه به غير از اين سلسله به قيد لعنتنامه احدى دخل و تصرف در امور آستانهء منوره ننمايد . از ابتداء بقعهء منوره الى الان به هيچ اسم و رسم احدى دخل و تصرف در امورات آستانهء متبركه ننموده است . در اين وقت مهدى بزاز ولد مرحوم ملا عبد الكريم كه شغل او بزازى و كاسبى مىباشد و خارج سلسلهء سادات مرعشى بوده امر را بر امناى دولت ابد مدت نواب و الا مشتبه ، فرمانى صادر كه آمده در آستانهء منورهء متبركه به امر نظارت مشغول شود . چون اين معنى خلاف شرط واقف و باعث اغتشاش امور توليت شرعى آستانهء منوره مىباشد اهالى ولايت نيز همگى مطلع و مخبرند كه اجداد او در هيچوقت از اوقات در امور نظارت آستانهء منوره دخلى و تصرفى نكردهاند اين كمترين دعاگو ابا عن جد متولى شرعى بودهايم . استدعا از مكرمت بى كران نواب مالك الرقاب و الا آن است كه فرمان مطاع رفيع از مصدر عز و جاه به عهده و سرافرازى عالى جاه رفيع جايگاه سيد على خان شرف صدور يابد كه مهدى مزبور را جواب نموده كه به هيچباب در امور نظارت آستانه دخل و تصرف نكرده ، به شغل كاسبى خود مشغول گردد . اين كمترين دعاگو به طريق آبا و اجداد متوجه خاكروبى آستان منورهء مطهره مشغول ، فارغ البال به دعا گويى دوام دولت بىزوال اعلىحضرت ظل اللهى و صرف دعاگويى بندگان نواب مالك رقاب و الا بوده ، چون مراتب مزبور واجب بود جسارت به عرض شد . باقى امركم مطاع مطاع مطاع . [ متن فرمان : ] حكم و الا شد آنكه بنابر عرض و استدعاى عارض و ايجابا لمسئوله و تصديق عالىجاه رفيع جايگاه فخامت و مناعت اكتناه سيادت و نجابت همراه